حُُُُُُُُُُُُُُُُُُُســـــــــــــــــــــــــین یـــــــــاری
 
قالب وبلاگ
لینک های مفید


سری دوم «هوش سیاه» چیزی شبیه نسخه قبلی است و با همان سلیقه و تکنیک های رایج و ساده کارگردانش دنبال می شود. نسخه دوم فیلم یا سریال زمانی وجه ساختن می یابد که در جلد قبلی اثر، اقبال عمومی صورت گرفته باشد یا دست کم در نسخه جدید تغییراتی بنیادین لحاظ شود تا کشش لازم برای جذب مخاطب فراهم شود. به گزارش تبیان، معمولافیلم هایی که نسخه های دوم و سوم از آن ساخته می شود یا سریال هایی که در چند فصل عرضه می شوند در ابتدای نگارش فیلمنامه باید این قابلیت را ایجاد کنند که اتفاقا هوش سیاه هم از این قاعده مستثنا نیست. بازی دزد و پلیس همیشه این کشش را خواهد داشت که ادامه پیدا کند. در تعبیری فلسفی جنبه همزادپنداری و تجربه حس تعلیق نسبت به کنکاش پایان فیلم یا آگاهی از سرنوشت داستان رکن مهم تری است که مشمول همین بازی می شود. فیلم هایی که با پیروزی ضدقهرمان تمام شوند، انگشت شمارند و با این وجود مبارزه قهرمان و ضدقهرمان که همان بازی دزد و پلیس است، هنوز جذابیت دارد بویژه اینکه فیزیک و چهره قهرمان از میان بازیگرانی استفاده شود که میان تماشاچی ها محبوبیت دارد. بازی حسین یاری در نقش افسر آگاهی مهم ترین شاخصه مجموعه هوش سیاه است؛ فیزیک و چهره حسین یاری نیمی از تاثیرگذاری فیلم را به دوش می کشد به رغم اینکه متن نمایش بار چندانی برای پروراندن نقش ندارد. حتی بازی یاکیده در نقطه مقابل قهرمان هم بازی قابل قبولی است. کیکاووس یاکیده چهره چندان شناخته شده ای در سینما و تلویزیون نیست و بیشتر صداپیشه و بازیگر تئاتر است اما در هوش سیاه نشان می دهد مدیوم تصویر را هم می شناسد و در نقطه مقابل قهرمان محو نمی شود.

درآمدن نقش اصلی در هوش سیاه نشانه هسته اولیه فیلمنامه است. هسته فیلمنامه هوش سیاه به شخصیت پردازی و البته پیرنگ درست داستان هم نیاز دارد که اتفاقا مشکلات فیلم از همین جا آغاز می شود. برای رسیدن به این شخصیت پردازی و پیرنگ نمی توان نگاه خالص به فیلمنامه داشت و حتما در انطباق فیلمنامه و اجرا باید نکات را در نظر گرفت. ضعف فیلمنامه هوش سیاه در 2 بخش بیشتر نمود می یابد؛ اولاشناخت نویسنده و کارگردان از فضای اجتماعی پلیس و همچنین فرهنگ حاکم در بزه های اجتماعی و ثانیا شیوه دیالوگ نویسی. هوش سیاه بر اساس یک تحقیق میدانی جامع نوشته نشده، بیشتر شبیه فیلمنامه هایی است که تازه کارها می نویسند و محل مراجعه شان برای شخصیت پردازی و فضا سازی فیلم هایی است که دیده اند. با وجود اینکه عوامل هوش سیاه تجربه نسخه قبلی را هم دارند و قطعا از مشاوره کارشناسان نیروی انتظامی بهره مندند اما فضای حاکم در چند المان دم دستی و تکراری خلاصه می شود. علاوه بر این فضا سازی بسیاری از خرده اجتماع ها مفهوم عمیق روانشناسی آدم های آن مجموعه را منتقل نمی کند و حتی در طراحی های صحنه و لباس هم پذیرش انتقال حس به تماشاچی دیده نمی شود. زندان شبیه زندان هایی که در فیلم های داستانی و مستند می بینیم، نیست. گویا نوع چینش اسباب صحنه بر اساس نیاز میزانسن ها شکل گرفته. نکته دومی که در فیلمنامه به درستی به آن پرداخته نشده، دیالوگ نویسی است. شاید در روزمره زندگی تکرار، بلاهت، بی منطقی یا از سر ملال زدگی سخن گفتن وجود داشته باشد اما نویسنده یک متن دراماتیک موظف است طوری این ما به ازای بیرونی را دراماتیزه کند که وجه زیباشناسی و بخش اندیشه ای یک داستان محو نشود. خارج شدن بازیگر از حس اصلی اش در بسیاری موارد مربوط به همین دیالوگ هایی است که لابد در موقع ادایشان با آنها مانوس نبوده است. جالب اینکه سوالات تکراری و البته غیرفنی برای نقش اول داستان به وفور دیده می شود. از زبان سرگرد توضیح واضحات زیادی شنیده می شود؛ توضیح واضحاتی که الفبای کار در یک محیط نظامی یا انتظامی است. مشکلات هوش سیاه در فیلمنامه خلاصه نمی شود که اگر کارگردان با متن نه چندان مستحکمی هم سر و کار داشته باشد با اعمال سلیقه ای که بیشتر به یک تکنیسین ساده فیلم های پلیسی نیاز دارد تا یک هنرمند خلاق می تواند این مشکلات را پوشش دهد. میزانسن های هوش سیاه یکدست نیستند؛ در برخی سکانس ها، نشانه های میزانسن یک فیلم پلیسی دیده می شود اما در بیشتر موارد با یک میزانسن از جنس ملودرام های خانوادگی مواجهیم. انگار که در روند سرعت بخشیدن به تصویربرداری حوصله طراحی میزانسن ها وجود نداشته است. امکان دارد فیلم پلیسی در دقایق طولانی از صحنه های اکشن تهی باشد اما می تواند حس تعلیقش را حفظ کند. 2 نمونه مشخص در سینمای جهان از این نکته وجود دارد؛ اولی «مخمصه» و دومی «بی خوابی» (نسخه هالیوودی) است. در بی خوابی جز 5 سکانس اکشن تمام عیار در بقیه صحنه ها به ظاهر با فیلم آرامی سر و کار داریم اما در همان لحظات نیز انتظار یک حادثه وجود دارد. حتی در دیالوگ های بی تحرک 2 نفره هم حس حادثه گذشته یا حادثه ای که در آینده رخ خواهد داد، لمس می شود. برخی قیاس سینما و تلویزیون ایران با نمونه های فرنگی را جایز نمی دانند و اول از همه بهانه امکانات و تجهیزات را به میان می کشند اما در مفهوم نشانه شناسی های تصویری این دلیل مردود است. در همین سینمای ایران در دهه 30 و 40 کارگردانی مثل ساموئل خاچیکیان فیلم هایی ساخته است که همین امروز هم به رعایت اصول ژانری که انتخاب کرده، می توان صحه گذاشت یا در تلویزیون، سیروس مقدم سریال های پلیسی می سازد که رعایت اصول میزانسن و دکوپاژ درست کارگردان در آن دیده می شود. هوش سیاه می توانست مجموعه ای پرمخاطب و گیرا باشد، اگر کارگردانی بویژه تدوین (بهرام آب پرور) آن منطبق با گونه سینمایی اش پایه ریزی می شد. استفاده از عنوان تدوین جفایی است که به هنر تدوین می شود. تدوین در هوش سیاه یک مونتاژ ساده است. چیدن نماها به همان شیوه ای است که در دفتر منشی صحنه سریال پیش بینی شده است. مونتور نمی تواند تدوینگر باشد. تدوین بازکارگردانی اثر است. اعمال سلیقه کارگردان یا احترام به نظر کارگردان آن هم چیزی که بر برگه دکوپاژ نقش گرفته، نمی تواند بیانگر مفهوم تدوین باشد.

روزنامه وطن امروز -مجتبی شاعری

[ ۱۳٩٢/۳/٢۸ ] [ ٥:۱٠ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

 

 واکنش متفاوت سرگرد احمدی (حسین یاری) بعد از شنیدن خبر فرار جمشید کاظمی (کیکاوس یاکیده) از زندان میتونه برای خیلیها جالب باشه وقتی خبر رو شنید گفت چی ... یه بار دیگه بگو!

امیدوارم از دیدن بازی حسین یاری قبل از شنیدن خبر و بعد از شنیدن خبر عکسها را مقایسه کنید و لذت ببرید.

 

[ ۱۳٩٢/۳/٢۱ ] [ ٤:٤٢ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

رقابت دیدنی دو بازیگر در هوش سیاه

انتخاب تصویر و فیگوری خوب از حسین یاری در طراحی پوستر سری دهم سریال "قلب یخی"، تقارن تصادفی یا حساب شده ای با پخش مجموعه دیدنی "هوش سیاه" از شبکه سوم سیما پیدا کرده است. سریالی که الحق حسین یاری را در خوب نقش شخصیتی به بیننده ارائه کرده است.

یاری بازیگر بی حاشیه سینما و تلویزیون ایران طی بیست سال تلاش بی وقفه و کسب موفقیت های قابل اعتنا در آستانه ۵۰ سالگی به مرزی از پختگی رسیده است که شاید همکاری با او برای هر کارگردانی مغتنم باشد.

هوش سیاه با بهره گیری خلاقانه از مجموعه های موفق "فرار از زندان" و "24" در ریتم و نقطه گذاری، برش تصویر به دو نیم، فید اوت و فید این در اوج اتفاقات و … نمونه ای مثال زدنی از سریالی خوش ساخت و در گونه پلیسی – معمایی است.

طراحی مکان و فضایی اختصاصی برای زندان با ابعاد نسبتاً واقعی، طراحی بد منی با هوش و کار بلد و در این مجموعه "آی تی من"! از جمله مُحسنات "هوش سیاه" است.

حسین یاری در کنار کیکاوس یاکیده در پشت صحنه هوش سیاه 2 در ترکیه

در رقابت بین "یاکیده" و "یاری" – دو قطب متضاد داستان- آنچه که برای بسیاری از اهل فن قابل پیگیری است، بازی زیر پوستی و موذیانه یاکیده و بیان فوق العاده او در برابر بازی های بی کلام و میمیک های کنترل شده و گویای "یاری" است.

تماشای "هوش سیاه" را در تلویزیونی که پخش فیلم و سریالی جذاب و استاندارد در آن، کم کم به یک اتفاق نادر بدل گردیده است، از دست ندهید.

[ ۱۳٩٢/۳/۱٢ ] [ ٥:٤۱ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

قسمت 19 و 20 قلب یخی : نیما (علی قربان زاده) بالاخره تصمیم می گیرد و جان خود را به خاطر شیوا (طناز طباطبایی)به خطر می اندازد اما با پیدا شدن شاهد قتل آتیلا سرنوشت شاهرخ (رضا کیانیان)به گونه ای دیگر رقم خواهد خورد.

[ ۱۳٩٢/٢/۳۱ ] [ ٥:۱۸ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

سری دوم مجموعه تلویزیونی هوش سیاه در ۲۸ الی ۳۰ قسمت ۴۰ دقیقه‌ای تولید شده است داستان سری دوم این مجموعه، درخصوص یک ویروس امنیتی و اطلاعاتی است که در حوزه تخصصی رایانه‌ای وارد شده و به عنوان جرائم سایبری از طریق شبکه‌های بزرگ‌تر و کلونی‌های جاسوسی سایبری هدایت می‌شود سریال هوش سیاه اشراف کامل پلیس اطلاعاتی و امنیتی کشورمان را در رابطه با جرائم سایبری نشان می‌دهد.

حسین یاری، کیکاوس یاکیده، سودابه بیضایی، امیررضا دلاوری، کیهان ملکی، مجید واشقانی، ماه چهره خلیلی، زهرا سعیدی، کمند امیرسلیمانی، سید مهدی تقی‌نیا، حمید ابراهیمی و ... اتابک نادری به ایفای نقش می پردازند.

 

دانلود تیزر سریال هوش سیاه 2

دانلود پشت صحنه

دانلود قسمت های پخش شده هوش سیاه 2

کسانی که موفق به دیدن سری اول این سریال نشدند میتونند روز پنجشنبه و جمعه رأس ساعت 20:30 از شبکه سه تماشا کنند همچنین ایرانیان خارج از کشور از سیمای آذری شبکه سحر که بزودی در جدول پخش قرار خواهد گرفت این سریال را دنبال کنند.

[ ۱۳٩٢/٢/۱٧ ] [ ۱:٥٠ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

حسین یاری در جشنواره کانادا

به گزارش خبرگزاری فارس، «الناز فرزادمهر» مدیر اجرایی جشنواره گفت: این دوره از جشنواره در سه بخش بلند،کوتاه و مستند از تاریخ 26 آوریل 2013 به مدت 3 روز در سینمای یورک شهر ریچموند هیل  با 2 سالن نمایش بسیار مجهز برگزار می گردد .

وی در ادامه درباره آمار فیلم‌های ارایه شده به جشنواره گفت: 50 فیلم کوتاه و مستند که از میان 203 فیلم به این بخش راه یافته‌اند و نیز 20 فیلم سینمایی بلند در فستیوال حضور دارند . دو هیئت داوران متشکل از مهدی هاشمی‌، گوهر خیراندیش،دکتر محمود عزیزی، حسین یاری، محمدرضا فروتن، محمد درمنش و شقایق فراهانی به قضاوت آثار در این بخش‌ها می‌پردازند و البته با چند سینماگر غیرایرانی نیز برای حضور در این هیئت در حال مذاکره هستیم.  

 وی در ادامه گفت: در بخش بزرگداشت ، از یک عمر فعالیت هنری استاد جعفر والی‌ و مهدی هاشمی‌ تقدیر به عمل خواهد آمد و مرتضی‌ شایسته، حامد بهداد ، مصطفی زمانی‌ و تنی چند از هنرمندان و فیلمسازان مهمانان ویژه این دوره از جشنواره هستند .

بنابراین گزارش، شاهرخ بحرالعلومی مدیر عامل پرشیا فیلم کانادا و موسس جشنواره فیلم های ایرانی در کانادا ، دبیری این جشنواره را عهده دار است، کلیه فیلم‌ها با فرمت دی سی‌ پی‌ و کیفیت صدای دالبی در این جشنواره به روی پرده می رود.

آئین افتتاحیه جشنواره در روز جمعه 26 آوریل (6 اردیبهشت ماه) ساعت 18 با نمایش فیلم مستند «دوبلور ساکت » در سالن اصلی سینمای یورک آغاز می‌شود .

[ ۱۳٩٢/۱/٢٤ ] [ ۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

 

جایزه ادبی شهید حبیب غنی‌پور از سال 1376 با یاد و خاطره این نویسنده شهید بیش از یک دهه است که به پاسداشت مفاهیم و ارزش‌ها و اهداف انقلاب اسلامی و سال‌های پرافتخار دفاع مقدس می‌پردازد.

 به اهتمام «شورای نویسندگان مسجد حضرت جوادالائمه(ع)» به منظور زنده نگه داشتن نام و یاد و راه داستان نویسان شهید، تقویت جریان نقد ادبی سالم، مورد توجه جدی قرار دادن کانون‌های ادبی مساجد و مراکز دینی و پاسداشت مفاهیم و ارزش‌ها و اهداف انقلاب اسلامی و سال‌های پرافتخار دفاع مقدس، جشنواره کتاب سال شهید حبیب غنی پور سال 1376 آغاز به کار کرد.

اختتامیه این جشنواره که روز دوشنبه 21 اسفندماه در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد دوره دوازدهم خود را پشت سر می گذاشت، حضور غافلگیر کننده حسین یاری در این مراسم، حاشیه های به یاد ماندنی برای این جشنواره در پی داشت.

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢۳ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

کلاهبرداری از یک زوج روزنامه‌نگار در روز روشن / مشروح نشست فیلم «یک سطر واقعیت» در خبرآنلاین

سینما - علی وزیریان کارگردان فیلم «یک سطر واقعیت» معتقد است که فیلمش در فصل سوخته اکران نمایش داده شده و تبلیغی هم برای آن صورت نگرفته است.

 رضا رستمی:  یک سطر واقعیت» سومین فیلم کارنامه علی وزیریان است. او که فارغ التحصیل نقاشی از دانشگاه هنرهای زیباست، فعالیت‌های هنری‌اش را در زمینه هنرهای تجسمی و گرافیک آغاز کرد. وزیریان سال 1385 نخستین فیلم بلند سینمایی اش را با نام «خدا نزدیک است» ساخت. دومین تجربه او در سینما کارگردانی فیلم «یک وجب از آسمان» بود. وزیریان در سومین تجربه سینمایی اش به سراغ ماجرای کلاهبرداری از یک زوج روزنامه‌نگار رفته است. این فیلم در سی امین دوره جشنواره فیلم فجر اکران شد و حسین یاری به خاطر بازی در آن نامزد دریافت سیمرع بلورین بهترین بازیگر نقش اصلی مرد شد. اوایل اسفند در خبرآنلاین میزبان علی وزیریان کارگردان، حسین یاری و مهراوه شریفی نیا بازیگران و ستار اورکی آهنگساز این فیلم بودیم. عبدالجواد موسوی شاعر و روزنامه‌نگار نیز در این نشست حاضر بود که مشروح آن را می خوانید:  

چطور شد که بدون تبلیغ اکران فیلم را شروع کردید؟

علی وزیریان: این فیلم با مشارکت یک موسسه فرهنگی به نام «پویا مهر» ساخته شده، ظاهراً یک سوم هزینه تولید را تهیه کننده فیلم آقای نوروز بیگی داده، و دو سوم را هم آن موسسه. تهیه کننده گفت که به هیچ وجه توان مالی برای تبلیغ فیلم را ندارد، و شرکت پویا مهر هم بعد از حواشی که برای فیلم پیش آمد و مسائل رسانه‌ای که برای آن ایجاد شد، کاملاً کنار کشید و حاضر نشد دیناری برای تبلیغ و پخش فیلم هزینه کند. خب به هر حال فیلمی که بدون هیچ پشتوانۀ تبلیغی اکران شود، فروشش هم طبیعتاً فروش خود فیلم می‌شود آن هم در فصل سوختۀ اکران. البته امسال که کلاً به نظر می‌رسید کسی تمایلی برای رفتن به سینما ندارد. 

حسین یاری: مشکلات اقتصادی روی کاهش انگیزه مردم برای رفتن به سینما تاثیر گذاشته است. برخی می‌گویند، اگر فیلمی خوب باشد مردم برای دیدن آن به سینمامی روند، اما مگر چند درصد فیلم‌ها چنین ویژگی را دارند. وضعیت فعلی اکران واقعا وضعیت بسیار بدی است.

مهراوه شریفی نیا:  در مصاحبه اخیر آقای احمدی‌نژاد هم اتفاقا همین سوال را از ایشان پرسیدند. به هر حال طبیعی است که در چنین شرایط اقتصادی، فرهنگ از سبد زندگی مردم بیرون می‌رود. در گذشته ممکن بود، اگر یک فیلم ویژگی‌هایی را داشت که 70 درصد نظر شما را تامین می‌کرد، شما برای دیدن آن به سینما می‌رفتید، اما حالا برای دیدن این فیلم‌ها هم حاضر نیستید به سینما بروید. در واقع خود به خود و در چنین فضایی محصولات فرهنگی از سبد زندگی شما خارج می‌شود. سینما هم تابع چنین شرایطی است. واقعا همه چیز به مسائل اقتصادی بر می‌گردد، یا نه مسائل دیگری هم دخیل هست. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که در آن سالی 70 تا 80 فیلم تولید می‌شود، اما از بین این تعداد، 10 فیلم هم نمی‌تواند به فروش میلیاردی دست پیدا کند. مثلا فیلم‌های جشنواره سی و یکم فیلم فجر که سال آینده اکران می‌شوند، فیلم‌های پرفروشی خواهند بود؟

حسین یاری: به نظر من، نه.

یعنی خود فیلم‌ها هم به هر حال توان کشاندن مخاطب به سینما را ندارند؟

حسین یاری:  این‌ها مزید بر علت است، به نظر من کماکان تاثیر مشکلات اقتصادی بر اکران سینما و کاهش فروش بیشتر است.

هیچ عامل دیگری تاثیر گذار نیست در این وضعیت؟

حسین یاری:  بله هست، مثلا ما در سینمای ایران، خودمان یا جامعه خودمان را نمی‌بینیم، این مشکل مشخصا به حوزه فیلمنامه بر می‌گردد. به موضوع و یا داستانی که داریم روایت می‌کنیم، اینکه داستان ما و واتفاقات آن در واقع چقدر دغدغه مردمی است که در این جامعه زندگی می‌کنند. البته وقتی می‌گوییم دغدغه، الزاما منظور ما آسیب‌های سیاسی و اجتماعی و مسائلی از این دست نیست. این دغدغه می‌تواند موضوعات و مسائل دیگری را هم در بر بگیرد. الان چه چیزهایی دغدغه جامعه ماست؟ و این‌ها چقدر در سینمای ما روایت می‌شود. در واقع می‌شود گفت ما داریم با مسائل به صورت فانتزی برخورد می‌کنیم و مردم ما احساس می‌کنند که دارند فیلم می‌بینند و خودشان را نمی‌بینند. مشکلات و مسائل خودشان را نمی‌بینند و همین باعث می‌شود که سینما به تفریح درجه دهم تبدیل شود.  

ستار اورکی: اصلا تفریحی ندارد.

حسین یاری:  اگر فقط بُعد تفریحی باشد. الان دسترسی‌ها با وجود ماهواره و دی وی دی و این گونه رسانه‌ها، به فیلم سریال و سایر محصولات زیاد و انتخاب‌ها هم بیشتر شده. مخاطب هم خیلی سریع و راحت می‌تواند نیاز‌هایش را از جاهای دیگر بر آورده کند.

عبدالجواد موسوی:  فیلم‌های پرفروش سال‌های اخیر فیلم‌هایی بوده‌اند که دغدغه مردم را تصویر کرده باشند؟

حسین یاری:  بله، مثلا همین «اخراجی‌ها»، به هرحال تصور به گونه‌ای است که خطوطی را رد کرده، البته من به کیفیت آن کاری ندارم؛ ممکن است، خیلی عالی باشد یا خیلی ضعیف. من وقتی از دغدغه حرف می‌زنم، منظور یک چیز خیلی پیچیده نیست، برخی مسائل ساده هم می‌تواند منعکس کننده دغدغه‌ها باشد. یا مثلا «جدایی نادر از سیمین» یا «سعادت آباد» فیلم‌هایی هستند که دغدغه‌های اجتماعی را منعکس می‌کنند و سراغ مسائلی می‌روند که در جامعه ما خیلی نمود دارند.

اورکی:  البته در بحث قبلی در مورد سینما و کاهش مخاطب به نظر من به دو موضوع اصلا اشاره نشد. من در حدود 60 کار سینمایی و تلویزونی حضور داشته‌ام. به غیر از یک کار که به صورت تیمی انجام شد، بقیه کار‌ها بیشتر به خاطر پول انجام می‌شد. در واقع اتفاقی که باید برای هنر یا دل هنرمند رخ می‌داد، در این کار‌ها صورت نمی‌گرفت. سر فیلم «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی من می‌دیدیم که این تیم چطوری کار می‌کنند. این یکی از معضلاتی است که وجود دارد. اگر ما برگردیم به عقب می‌بینیم که مثلا در کارهای آقای کیمیایی ترکیب منفرد‌زاده، کیمیایی، حقیقی و... چقدر به صورت تیمی با هم کار می‌کردند و می‌کوشیدند که اثر خوبی را تولید کنند. یا مثلا خاطرم هست که مرحوم بابک بیات می‌گفت حتی برای خلق یک ترانه شاعر و آهنگساز و خواننده چقدر با هم نزدیک بودند و لحظه به لحظه با هم زندگی می‌کردند. آن زمان هم فقر مالی وجود داشت به هر حال اما ارزش‌های دیگری هم در نظر گرفته می‌شد. من خودم به عنوان آهنگساز سوم وارد پروژه یک سطر واقعیت شدم. یعنی قبل از من دو آهنگساز دیگر آمده بودند، و من سومین نفری بودم که وارد این پروژه می‌شدم. یعنی در واقع این طوری نیست که من و آقای وزیریان و آقای یاری و خانم شریفی نیا با هم دوست صمیمی باشیم و بنشینیم و یک کاری ر انجام بدهیم. این معضلی است که به نظر من وجود دارد.
مساله دیگر این است که همه چیز به خود فیلم‌ها بر نمی‌گردد. این جو حاکم است که انگیزه تفریح را از مردم گرفته و دل و دماغی برای تفریح نگذاشته است. در این جو حتی اگر اسکورسیزی هم بیاید فیلم بسازد ماجرا خیلی فرقی نمی‌کند و مردم تا دم باغچه خانه خودشان هم نمی‌روند چه برسد به سینما.

وزیریان: من چند سال پیش داور جشنواره کودک و نوجوان هند بودم، یک چیزی که برایم جالب بود، خصوصیت هندی‌ها در مواجهه با سینما بود که مشابه خصوصیت آمریکایی‌ها است. سینما جزئی از زندگی آن‌ها ست. شما دقت کنید، فیلم‌های آمریکایی که اکران می‌شوند، معمولا رقم فروششان در آمریکای شمالی، برابر با رقم فروش فیلم در کل دنیاست. این نشان می‌دهد که در آمریکا سینما رفتن و فیلم دیدن جزئی از زندگی مردم است. در هند هم همین طور است. ممکن است مردم فقیر باشند، اما سینما می‌روند. اینجا مسوولان مدام صحبت این را می‌کنند که سینما باید وارد زندگی مردم شود، اما کاری در عمل صورت نمی‌گیرد، من یادم هست که یک زمانی در دوران آقای سید محمد بهشتی و انوار سعی شد که چنین کاری در حوزه سینمای کودک صورت بگیرد، ولی باز‌‌ رها شد. واقعیت این است که برای نهادینه شدن این فرهنگ، قدم جدی برداشته نمی‌شود.

اورکی: نه تنها قدم برداشته نمی‌شود، بلکه به آن لطمه هم زده می‌شود.  

وزیریان:  فیلم‌هایی مثل فیلم من، مخاطبان خاصی دارد، فیلم‌های مخاطب خاص هم ممکن است در اکران خیلی پر فروش نباشند، مثل فیلم «شیرین» آقای کیارستمی و سایر فیلم‌های دیگر از این دست. اما به هر حال سینما به چنین فیلم‌هایی هم نیاز دارد. من چند وقت پیش به یکی از مسوولان پیشنهاد دادم که مثل بُن کتاب، بُن تماشای فیلم هم در نظر بگیرید. این نوع فیلم‌ها، فیلم‌هایی هستند که غالباً دانشجویان می‌توانند مخاطب آن باشند، به همین خاطر می‌شود در ساعت‌هایی خاص - که ساعت بیکاری دانشجویان در دانشگاه است - این فیلم‌ها را در دانشگاه‌ها اکران کرد و به دانشجویان هم بُن تماشای فیلم داد. با تجهیزات امروزی هم نمایش فیلم‌ها در مکان‌هایی مثل سالن آمفی تئا‌تر دانشگاه‌ها خیلی راحت شده است. شما می‌توانید مدت یکی دو سال این روند را ادامه دهید، و بعد، به تدریج برای بلیط‌ها قیمت بگذارید. این مساله باعث می‌شود که سینما رفتن آرام آرام تبدیل به یک عادت شود. با این نوع نمایش می‌شود تضمین بازگشت بخشی از سرمایه را برای فیلم ایجاد کرد.

موسوی:  من جایی خواندم که تم خیانت در فیلم‌های تولید شده امسال (1391) نیست، طبیعتا همه فیلمسازان تصمیم نگرفته‌اند، فیلمی با این موضوع نسازند، قطعا ممیزی تاثیر داشته و باعث شده چنین وضعیتی به وجود بیاید. حالا برخی هم در این فضا خوشحال هستند که اگر فیلمی با این موضوع ساخته نشود، خیانت هم دیگر در جامعه وجود نخواهد داشت. همین ممیزی چقدر تاثیر می‌گذارد در روند تولید فیلم سینمای ما و باعث ساخت فیلم‌هایی می‌شود که به قول آقای یاری بازتاب دغدغه‌های جامعه در آن‌ها دیده نمی‌شود.

وزیریان:  ببینید، سال گذشته یک تهیه کننده، فیلمی در جشنواره داشت که به فیلم او اعتنا نکردند، این آقا زنگ زد به برنامه «هفت» - که آقای جیرانی آن را اجرا می‌کرد - و به خاطر بالا بودن تعداد فیلم‌های جشنواره سی‌ام فجر با موضوع خیانت، ابراز تاسف کرد. بعد از آن یک دفعه موجی در مورد تم خیانت در سینمای ایران راه افتاد و به ماجراهایی کشیده شده که همه شاهدش بودیم. در حالیکه اگر به چند سال پیش برگردیم، می‌بینیم که این نوع داستان در سینمای ما وجود داشته بی‌آنکه لطمه‌ای به اخلاق و جامعه بزند. مگر موضوع فیلم «شوکران» یا «چهارشنبه سوری» ساخته اصغر فرهادی خیانت نبود. مگر سریال «خداحافظ بچه» که خانم شریفی نیا در آن بازی می‌کردند و در ماه رمضان از تلویزیون پخش شد، تم خیانت نداشت؟ این مساله را برخی به خاطر منافع شخصی خودشان برای سینمای مملکت ساختند و نتیجه آن چیزی شد که می‌بینید. طرح برخی برخی از این‌ مسائل جوسازی‌های کاذبی هست که برخی از اهالی همین سینما، برای سینما می‌سازند. اما در مورد فیلم‌هایی که من کار می‌کنم، واقعیت این است که بحث سرگرمی در آن ضعیف‌تر است. بنابر این برای پیدا کردن سرمایه گذار مشکل دارم. خود من در مرحله نوشتن به این فکر می‌کنم که چطور لوکیشن‌ها و بازیگرانم را کم کنم تا در ‌‌نهایت هزینه تولید را پائین بیاروم که بتوانم فیلمم را بسازم. خب همه این‌ها تاثیر خودش را می‌گذارد و شکل و موضوع فیلم را عوض می‌کند. کار کردن با حد اقل‌ها برای تولید یک فیلم خود به خود به فیلم و شاکله سینما لطمه می‌زند.

موسوی:  مشخصا در مورد فیلم خودتان یکی از دلایلی که باعث شده شخصیت‌های مطبوعاتی فیلم خیلی موضع نداشته باشند، ناشی از همین مساله نیست. در این فیلم قصه بیشتر به سمت کلاهبرداری رفته و به لحاظ سیاسی و اجتماعی نمی‌توانیم آدم‌ها را تحلیل کنیم. دلیل این مساله می‌تواند ترس و خود سانسوری شما در زمان نوشتن باشد.

اورکی: همین که این زوج می‌خواهند مهاجرت کنند، همه چیز را واضح و کامل توضیح داده.

وزیریان:  تکلیف دو دسته با این فیلم نامشخص است. یک دسته مطبوعاتی‌ها و اهل فرهنگ هستند و یک دسته هم افراد به اصطلاح ارزشی. دلیل بلاتکلیفی این دو طیف با فیلم آن است که از کارگردان توقعاتی دارند. متاسفانه در ایران خیلی‌ها به جای اینکه با فیلم کار داشته باشند، با فیلمساز کار دارند. مثلا من برای فیلم‌های قبلی‌ام که به جشنواره‌های خارجی می‌رفتم، در گفت‌و‌گو‌ها خیلی راحت بودم، چون می‌دیدم که با کارگردان کار ندارند و فقط فیلم موضوع اصلی بحثشان است، اما اینجا دقیقا برعکس است. اما بر برگردیم سر بحث بلاتکلیف بودن عده‌ای با فیلم که عرض کردم. در سینمای ما فیلم در مورد روزنامه نگاران زیاد ساخته نشده، حالا این فیلم را که می‌بینند توقعشان این است که چرا اینقدر به وجه روزنامه نگاری و اهالی مطبوعات کم پرداخته شده، در صورتی که زیاد‌تر از این هم می‌شد دربارۀ آن‌ها حرف زد. من خودم این موضوع را می‌فهمیدم و برای همین در خبرهایی که دربارۀ فیلم منتشر می‌کردیم، پرهیز داشتم از اینکه بگویم این فیلم در مورد روزنامه نگارهاست، اما متاسفانه بعضی از رسانه‌ها داستان فیلم را طوری منعکس کردند که اینجوری شد. طیفی هم که نگاه به اصطلاح ارزشی دارند، انتظار موضع گیری صریح و منفی نسبت به این قشر فرهنگی و کوبیدن آن‌ها را داشتند.

 آقای موسوی جواب سوال را گرفتید؟

موسوی:  نه.

آقای موسوی پرسید که در زمان نگارش فیلمنامه راحت بودید یا از ممیزی می‌ترسیدید؟

وزیریان: من زمان نوشتن راحت نوشتم، اما خودم برخی از سکانس‌ها را حذف کردم. چون مطمئن بودم که با مشکل مواجه می‌شوند.

موسوی: یکی از دلایلی که باعث شده فیلم آقای وزیریان پرفروش نشود، این است که موضع سیاسی ندارد و در این فضای سیاست زده، همه توقع حرف سیاسی دارند. این طرف و آن طرف هم فرقی ندارند. همین فیلم «قلاده‌های طلا» را در نظر بگیرد. ممکن است که من از این فیلم خوشم نیاید، اما کنجکاوم که ببینم کارگردان فیلم چه چیزی ساخته است، ولی در «یک سطر واقعیت»، آقای وزیریان خواسته صرفاً یک قصه را خوب تعریف کند.  طبیعتا در این شرایط وقتی بخواهی همه را راضی نگهداری کار یک مقدار سخت می‌شود.

وزیریان: من شنیدم که مسعود فراستی هم در جشنواره سال گذشته در برنامه «هفت» به این موضوع اشاره کرده و گفته بود که باید فیلم تکلیفش را مشخص می‌کرد که اصولاً کدام طرفی است و چه موضعی دارد.

شریفی نیا: من فکر می‌کنم، در حال حاضر خیلی از فیلمسازان خوب هم آن طور که دلشان می‌خواهد، نمی‌توانند فیلم بسازند. چون به آن‌ها اجازه داده نمی‌شود. مثلا دو سال پیش خانم بنی اعتماد، فیلمی را ساختند که خیلی فیلم سالم، خوب و اجتماعی هست، اما چون با خانم بنی اعتماد مشکل دارند، این فیلم (قصه‌ها) کران نمی‌شود. یا مثلا آقای وزیریان می‌خواهند فیلم بسازند، اما مجبور هستند که خود سانسوری کنند، یا مثلا شما می‌خواهید فیلم بسازید، باید جبهه گیری خاصی داشته باشید. من فکر می‌کنم این فضا فضای مناسب و خیلی خوبی برای ساختن فیلم خوب یا آرمانی نیست. من به جرات می‌گویم که فیلم «قصه‌ها»ی خانم بنی اعتماد، یک فیلم سالم اجتماعی است، اما ظاهراً این فیلم به دلیل مشکلی که با خانم بنی اعتماد وجود دارد، اکران نمی‌شود.

موسوی: شما خودتان این دغدغه را نداشتید که حالا نقش یک شخصیت روزنامه نگار را بازی می‌کنید و...

شریفی نیا: دغدغه من در این فیلم موضوع شیادی بود که در آن مطرح می‌شود، چون این اتفاق برای یکی از نزدیکان خود من هم افتاده بود. 

اورکی: همین اتفاق برای بابک بیات هم افتاد، یعنی زمانی که بیمار بود چنین کلاهبرداری داشت از او صورت می‌گرفت.

شریفی نیا: من واقعا نمی‌دانم، چرا همه دارند روی روزنامه نگار بودن این دو تا آدم تاکید می‌کنند، من اتفاقا این موضوع را دوست داشتم، که در این شرایط سر همه کلاه گذاشته می‌شود، حتی آدم‌های فرهیخته و فرهنگی. چون فردی که به من نزدیک بود و با مشابه ماجرای کلاهبرداری فیلم مواجه شد، اتفاقا آدم فرهنگی بود و همه زندگی‌اش را سر یک چنین اتفاقی از دست داد.

موسوی: به هرحال من به عنوان یک روزنامه نگار با برخورد‌های مختلفی در سطح جامعه مواجه می‌شوم، مثلا کافی است شما به یک نفر یا در جایی بگویید که روزنامه نگار هستید، به محض اینکه چنین چیزی را بگویید، با انبوهی از پرسش‌ها و واکنش‌ها مواجه می‌شوید، مثلا چند وقت پیش، من می‌خواستم بروم با اقای علی مطهری نماینده مجلس مصاحبه کنم، موتور گرفتم و در راه با آن موتوری بحث کار شد و گفتم که روزنامه نگارم و می‌خواهم با آقای مطهری مصاحبه کنم، کلی در مورد روزنامه‌ها و خبر‌ها حرف زد و بعد رفت سراغ آقای مطهری و حرف‌هایش و دست آخر هم گفت که سلام ما را به آقای مطهری برسان و بگو اگر شما نباشید ما دق می‌کنیم و از این حرف‌ها... این‌ها را گفتم که مشخص شود، جامعه چه تصوری از روزنامه نگار جماعت دارد و مواجه‌هایش با این قشر چگونه است، طبیعی است وقتی بازیگری می‌خواهد نقش یک روزنامه نگار را بازی کند، دغدغه‌های آن شخصیت هم برایش جدی شود، اینکه کیست و چه خط فکری دارد و... 

حسین یاری: من خودم شخصا یک چهارچوبی برای خودم دارم- قطعا دیگران هم همین طور هستند و آن‌ها هم برای خودشان چارچوب دارند- یک داعیه استقلالی هم این وسط هست، با آقای وزیریان هم که قرار شد، همکاری کنیم، بار‌ها در صحبت‌هایی که داشتیم، به این مساله اشاره کردم که نمی‌خواهم این استقلال و داعیه آن دستخوش مسائل و اتفاقی شود. دوست ندارم به سمتی بروم و حرفی را بزنم که آن حرف، حرف خودم نباشد و موضعی بگیرم که آن را قبول نداشته باشم. من بیشتر مراقب بودم که این اتفاق نیفتد و خوشبختانه آقای وزیریان هم آن استقلال را داشت.

وزیریان: در واقع، همه، هم رای بودیم و مواظبت می‌کردیم که فیلم به یک سمت و سوی خاص نرود.

حسین یاری: بله، و همانطور که خانم شریفی نیا گفتند، آن کلاهبرداری که اتفاق افتاده مهم بود.

اگر بخواهیم در مورد فیلمنامه این کار صحبت کنیم، به نظر می‌رسد که شخصیت‌های این فیلم هر شغل دیگری می‌توانستند، داشته باشند، یعنی اگر به جای روزنامه نگار بودن، مثلا موزیسن می‌شدند، هم هیچ اتفاقی نمی‌افتاد. در واقع مولفه‌های شغلی این‌ها در روند اتفاقات تاثیری ندارد.

وزیریان: وقتی فیلمی ساخته می‌شود یا اثر هنری خلق می‌شود، خوب نیست که هنرمند پس از ساخت بیاید و بگوید من می‌خواستم فلان کار را بکنم، اما این شرایط برای من نبود و کاری که می‌خواستم نشد. واقعیت این هست که من یک کارهایی می‌خواستم بکنم، شاید دوست داشتم فضای کار این‌ها را بیشتر نشان دهم، اما این کار مستلزم هزینه‌های بیشتری بود، و روی لوکیشن‌ها، شخصیت‌ها و غیره هم تاثیر می‌گذاشت و هزینه‌ها را بالا می‌برد. برای همین من آمدم کار را خیلی محدود کردم. حدود 27 یا 28 سال پیش من نخستین مجله هنرهای تجسمی ایران را داشتم. در آن نشریه فقط من بودم و آقای می‌رفتاح و یک نفر دیگر. یعنی در واقع سه نفر بودیم که این نشریه را در می‌آوردیم. یا خاطرم هست که خود می‌رفتاح با حسین معززی نیا «مشرق» را در می‌آوردند، الگوی نشریه فیلم را از چنین مجلاتی گرفته بودم. در شرایط حاضر فکر نمی‌کنم که مجله‌ای اینطوری در بیاید. انتخاب این الگو باعث شده که بخشی از مولفه‌های شغلی این دو شخصیت کم رنگ شود. اما با همین شکل هم برخی از همکاران مطبوعاتی که فیلم را دیده‌اند، با آن همذات پنداری کرده‌اند و حتی مشخصاً چند نفر به من گفته‌اند که با اندک تغییراتی این زندگی خود ماست.

شریفی نیا: اتفاقی که افتاد این بود که بچه‌های مطبوعاتی به قصه توجه نمی‌کنند و بیشتر روی شغل این شخصیت‌ها زوم کرده‌اند.

حسین یاری: بیشتر به دنبال دیدن خودشان هستند. این اتفاق در جشنواره سال گذشته (1390) هم افتاد، برخی می‌گفتند که ما این طوری نیستیم و...


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٠ ] [ ٧:٤٥ ‎ق.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

 قسمت 17 و 18 فصل سوم قلب یخی اتفاق می افتد : مهران (مهران مدیری) تا موفقیت در نقشه تبهکارانه اش تنها یک قدم در پیش دارد و دوباره سعی در نزدیک کردن رابطه با سایه (هدیه تهرانی) دارد برای این کار نیاز به اغوای اسفندیار (رضا عطاران) دارد. حامد (حسین یاری) با قبول مأموریت برای نجات شیوا (طناز طباطبایی) و دیبا (هانیه توسلی) بزرگ ترین ریسک زندگی اش را انجام می دهد اما این بار به خاطر شیوا

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱٥ ] [ ۸:۱۳ ‎ق.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

تازه‌ترین ساخته علی وزیریان به تازگی در سینماهای سراسر کشور روی پرده رفته است.

حسین یاری، مهراوه شریفی‌نیا، همایون ارشادی، رضا ناجی، شهرام شکیبا، شیوا خنیاگر و مینا جعفرزاده در فیلم «یک سطر واقعیت» به تهیه‌کنندگی جواد نوروزبیگی بازی می‌کنند.

داستان فیلم درباره زندگی یک زوج فرهنگی است که با ورشکستگی مجله با یک پیشنهاد گرفتار مشکلاتی بیشتر می شوند موضوع اخلاقی فیلم بیشتر حول محور طمع شکل گرفته است.

«یک سطر واقعیت» تاکنون در سی امین جشنواره فیلم فجر، پنجمین جشنواره فیلم‌های ایرانی سان فرانسیسکو و جشنواره فیلم پتالوما در آمریکا به نمایش درآمده است.

تیزر متفاوت یک سطر واقعیت

[ ۱۳٩۱/۱۱/٢۸ ] [ ۸:٠٦ ‎ق.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

سریال هوش سیاه سری اوّل : هر شب ار 22 بهمن ماه ساعت 19 از شبکه تماشا و بازپخش سریال ساعت 13 روز بعد

[ ۱۳٩۱/۱۱/٢۱ ] [ ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

اولین چیزی که بعد از پایان فیلم ابرهای ارغوانی به ذهن متبادر می شود شلوغی تهران است و بعد از کنار گذاشتن تک تک سکانس های فیلم از ابتدا یعنی شهرداری منطقه تا اتنها که ترمینال جنوب هست متوجه می شوی که چرا فیلم در بخش سودای سیمرغ نیست حاصل کل فیلم ابرهای ارغوانی در خیابان، مترو، شهرداری منطقه، خانه خواهر پروانه ، ترمینال جنوب، پانسیون عمه پروانه، خانه معلم پروانه وبالاخره خانه صاحب خانه احمد می گذرد.

فیلم از شخصیت احمد مهران (حسین یاری) شروع می شود که در کیوسک تلفن درحال صحبت با تلفن همراه است و بعد داستان شروع می­ شود که به خاطر آنتن ندادن به کیوسک تلفن پناه برده است. اگر به منتقدان باشد می گویند فیلم داستان ندارد، اما جستجوی با معنای احمد مهران درپی پروانه خواهر دوست احمد (هانیه توسلی) که برای تن ندادن به ازدواج اجباری راهی تهران شده است برای بازگردان او به خانه، در نیمه اوّل فیلم و جستجوی پروانه برای پیدا کردن احمد در نیمه دوّم فیلم است که فیلم را قابل تحمل می کند.

کسانی که در شهر تهران زندگی می کنند به وضوح حرف فیلم ابرهای ارغوانی را درک می کنند سیامک شایقی سعی کرده از لوکیشن ها نهایت استفاده را بکند و آن را ملموس جلوه دهد که تا حدود زیادی موفق عمل کرده، اما واقعیتی که از شهر تهران بیان می شود تمام واقعیت نیست، اینکه ابرهای تهران همیشه ارغوانی باشد... گاهی آسمان تهران آفتابی است. مخاطب ابرهای ارغوانی می داند که فیلم سعی دارد شرایط پروانه را بعد از گریز از خانه نشان دهد و پروانه تنها مادر و برادر کوچک خود را خانواده خود می داند نه برادر و پدرش را که قصد دارند او را مجبور به ازدواج با مردی مسن تر، اما پولدار از خود کنند، این برای احمد که خواهر بیمارش در آسایشگاه هست نیز قابل باور است چون خود به نوعی درگیر مشکلات بسیار است بنابراین در گیر پیدا کردن پروانه که خواهر دوست سابق هست می شود.

اگر همه اتفاقاتی که برای احمد و پروانه در تهران برای یکی از آنها یعنی یا احمد یا پروانه می افتاد فیلم هرگز قابل تحمل نمی بود. اما حداقل هوشیاری سیامک شایقی در این نقطه حائز اهمیت است که سعی کرده همه اتفاقات بدی که در تهران می افتد و واقعی هم هست تنها برای یکی از دو شخصیت اصلی فیلم احمد و پروانه نیفتد.

بازی های فیلم به جز بازی خانم بهناز جعفری و شبنم مقدمی در سطح خوب و رضایت بخش بود و چیزی بیرون از فیلم نمی زد. بازی کوتاه حمیدرضا محمدی در نقش همکار احمد که پیشتر در نقش برادر بیتا در سریال فاصله ها و همچنین سریال سراب در خاطر مخاطبان تلویزیون باقی مانده است، نوید بازیگری پخته و پرجنب و جوش را می دهد و البته بازی بسیار زیبای خانم رویا تیموریان که خیلی دلچسب با تکه کلام "بالا رفتن از پله بهتره تا پائین رفتن از پله اونم با عصا" و دکتر امید روحانی که همان لحظات کوتاه هم عالی است از نکات به یاد ماندنی فیلم ابرهای ارغوانی است.

 بازیگران : حسین یاری (احمد مهران)، هانیه توسلی (پروانه سرهنگی)، شیرین یزدانبخش (صاحب خانه احمد)، رویا تیموریان(عمه پروانه)، بهناز جعفری (خواهر پروانه)، امید روحانی (شوهرخواهر پروانه)، لیلا عزیزی (مادر پروانه)، شبنم مقدمی (معلم پروانه)، حمیدرضا محمدی (مقیمی- همکار احمد) و ...

[ ۱۳٩۱/۱۱/۱٤ ] [ ۸:٠۳ ‎ق.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

با «مردان آنجلس» و نقش پسر ماکسیمیلیان بازی را شروع کرد و پس از آن با حضور در مجموعه تلویزیونی «یوسف پیامبر» در نقش بنیامین توانست توجه مخاطب را بر ‌انگیزد زهیر یاری بازیگر جوان سینما، تلویزیون و تئاتر است که به‌تازگی در مجموعه «میلیاردر» به کارگردانی علیرضا امینی در نقش بهمن فرجام حضور داشته است. یاری پیش از این در مجموعه‌های بسیاری چون «سرگشته»، «تبریز در مه»، «سال‌های مشروطه»، «گل بارون‌زده» و فیلم‌های سینمایی «مریم مقدس»، «زخم شانه حوا»، «گزارش یک جشن» نیز حضور داشته است. اگرچه اغلب بازی او را در نقش‌های تاریخی دیده‌ایم اما با حضور در این مجموعه نشان داد بازیگری است که تفاوت در نقش را به‌خوبی می‌شناسد و از عهده آن برمی‌آید. یاری پیش از این نقش‌های طنز را در تئاتر تجربه کرده بود اما این مجموعه اولین حضور تصویری وی در یک نقش طنز محسوب می‌شود. با زهیر یاری بازیگر نقش بهمن در مجموعه «میلیاردر» به گفت‌وگو نشستیم که خواندن آن خالی از لطف نیست. 

 حضور شما را اغلب در مجموعههای تاریخی دیدهایم اما این بار در یک مجموعه طنز و در نقشی متفاوت ظاهر شدید، این اتفاق چطور افتاد؟

بسیاری از بازیگران هستند که اصلاً نمی‌خواهند نقش‌های متفاوت بازی کنند؛ به نوعی یا نمی‌توانند یا این تفاوت برایشان اهمیت ندارد. این بازیگران اصولاً یک شخصیت جذاب فرضی را برای خود می‌سازند و تلاش می‌کنند که در تمامی کارها همان را تکرار کنند. عده کمی از بازیگران هستند که دوست دارند نقش‌های متفاوت بازی کنند و مدام از این تفاوت صحبت می‌کنند و به دنبال آن به گفته‌هایشان نیز عمل می‌کنند. من همیشه دوست دارم در نقش‌های متفاوت حضور داشته باشم و این برای خود من تنوع ایجاد می‌کند. خدا را شاکرم که این فضا و شرایط برای من در مجموعه «میلیاردر» فراهم شد که کارگردانی چون علیرضا امینی و علی جناب دستیار او، چنین جسارتی را داشته باشند تا برای کار فانتزی از بازیگران متعارف کارهای طنز استفاده نکنند و به ساختارشکنی  دست بزنند. البته علیرضا امینی و علی جناب نمایش «عشق من حامد بهداد» که نمایشی طنز بود را از من دیدند و متوجه شدند بازیگری که سال‌ها در آثار تاریخی حضور داشته است، تئاتر طنز هم بازی می‌کند و به مدت یک ساعت تمام تماشاچیان سالن را می‌خنداند؛ پس او می‌تواند از عهده چنین کاری برآید و این باعث شد که به من اعتماد کنند و پیشنهاد نقش طنز را به من بدهند. البته من بسیار خوش اقبال بودم چون علیرضا امینی کارگردانی است که اهل دیدن تئاتر است و با این مقوله آشناست. متأسفانه در سینما و تلویزیون انتخاب بازیگران در عرصه‌های مختلف مشخص شده است و دوستان نیز طبق یک تقسیم‌بندی از پیش تعیین‌شده بازیگران را انتخاب می‌کنند. همیشه برای نقش‌های اول مجموعه‌های فاخر تلویزیونی تعدادی بازیگر مشخص داریم که همان‌ها انتخاب می‌شوند و در مجموعه‌ها حضور پیدا می‌کنند و برای نقش‌های اول فیلم‌های سینمایی نیز به همین طریق و یا حتی در مورد تله‌فیلم‌ها. این تقسیم‌بندی‌ها باعث می‌شود تنوع برای مخاطبان و بازیگران کم شود اما اینکه ناگهان کارگردانی تنوعی به کار خود بدهد و از بازیگرانی استفاده کند که در این تقسیم‌بندی نبوده‌اند می‌تواند نتیجه رضایت‌بخشی داشته باشد و همین نکته باعث شد تا مجموعه «میلیاردر» بسیار پرمخاطب شود.

 شخصیت بهمن فرجام خصوصیات اخلاقی خاصی دارد؛ او اعتماد به نفس بالایی دارد و به نظر میرسد که بسیار خلاق است؛ خود شما به چه تعریفی از این شخصیت رسیدید؟

با توجه به نکاتی که در متن فیلمنامه خواندم، احساس کردم که بهمن رگ و ریشه‌هایی از طنز را با خود دارد. البته وجوهی در فیلمنامه تقویت شده بود که من زیاد به آنها قوت ندادم؛ به طور مثال وجه چاقی بهمن که بسیار اهل خوردن و شکموست. من به‌مرور زمان این شاخصه را در وجود بهمن کمرنگ کردم. از آن طرف در چارچوب متن وجوه دیگری را به نقش اضافه کردم که باعث خلق دیالوگ‌ها و شوخی‌های جدید شد. خوشبختانه علیرضا امینی کارگردانی است که از ایده‌ها و پیشنهادهای بازیگران استقبال می‌کند و فرصت خلاقیت به آنان می‌دهد؛ به طوری که این همکاری و تعامل در این مجموعه به بازی من بسیار کمک کرد. خود علیرضا امینی با اینکه در سابقه فعالیت خود کار طنز ندارد اما مقوله طنز و شوخی را بسیار خوب درک می‌کند و با آن آشناست. بهمن از یک اعتماد به نفس پوشالی‌ برخوردار است،  اما من در کنار آن سعی کردم وجه شاعرمسلکی او را بزرگ کنم. او می‌گوید شعرهای دیگران را خودش گفته است. بهمن شخصیت منفعت‌طلب و سودجویی دارد که همین ایجاد طنز می‌کند. من نگاه کودکانه‌ای برای او در ذهنم لحاظ کردم چون همه چیز را کودکانه می‌بیند و تحلیل‌های بچگانه‌ای دارد. شما جوان ۳۰ ساله‌ای را می‌بینید که رفتارش زیاد متناسب با سنش نیست و به نوعی رفتارهای کودکانه‌ای دارد و این تناقض بسیار جواب می‌دهد چون تولید خنده می‌کند. اینها وجوهی است که در قالب شخصیت بهمن اجرا کردم تا رنگ و لعابی به نقش داده باشم.

 آیا علیرضا امینی به عنوان کارگردان دست شما را برای بداهه باز میگذاشت و یا به متن بسیار متکی بودید؟

در چارچوب متن و پیش از شروع ضبط هر نما، همه چیز طراحی می‌شد و ایده‌ها و نظرات در تمرینات چیده شده بود که در نهایت با تأیید علیرضا امینی اجرا می‌شد اما هنگام ضبط پلان حرکت خلاقانه‌ای انجام نمی‌دادیم چون همه چیز از قبل طراحی شده بود. در بسیاری از کارهای طنز بازیگران به متن نکته‌ای اضافه و یا از آن کم می‌کنند اما این تعامل باید قبل از شروع ضبط هر پلان صورت بگیرد. 

 با این تفاصیل به نظر شما این مجموعه طنز موقعیت است یا طنز کلامی و رفتاری؟

به عقیده من طنز در این مجموعه در ارتباط شکل می‌گیرد. البته مجموعه «میلیاردر» یک کار طنز نیست بلکه یک اثر اجتماعی است که وجوه فانتزی آن بزرگ شده است. به نوعی قرار نیست یک کار جدی واقعگرایانه داستانگو ببینید بلکه چندین موقعیت را می‌بینید که شخصیت‌هایی در آن پردازش شده‌اند که هر چقدر زیباتر جلوه کرده و با هم بهتر ارتباط برقرار کنند، این ارتباط جالب‌تر خواهد بود. ارتباط میان این شخصیت‌ها با طنز شکل می‌گیرد و این ارتباطات است که داستان را پیش می‌برد؛ یعنی قرار نیست اصلاً یک داستان فربه و جاندار داشته باشیم؛ البته نه اینکه این کار چنین داستانی ندارد، بلکه قرار نیست داستان جدی‌ای تعریف شود. این موقعیت ارتباطی شخصیت‌هاست که باید حال ما را خوش کند. به عقیده من این مجموعه چندین موقعیت دارد با بسیاری داستانک چون هر شخصیتی داستان کوچکی دارد.

 شما در این مجموعه با چهرهپردازی متفاوتی حضور داشتید، شهرام خلج توانسته بود مانند دیگر کارهایش موفق عمل کند؛ این موضوع کار را برای شما دشوارتر میکرد یا آسانتر؟

این مجموعه سومین همکاری من با شهرام خلج بعد از مجموعه‌های «سال‌های مشروطه» و «تبریز در مه» بود. بیشتر از اینکه با یکدیگر همکار باشیم، دو دوست صمیمی هستیم و در این مجموعه نیز تعامل بسیار خوبی بین ما برقرار شد. این چهره‌پردازی نه تنها مرا اذیت نکرد بلکه بسیار در بازی به من کمک کرد.

 در ایفای نقشهای تاریخی بازیگر به تحقیق در مورد نقش و رسیدن به یک پیشزمینه ذهنی نیاز دارد که گاهی توسط فیلمنامه و کارگردان و گاهی نیز از منابع وسیعتر به دست میآورد؛ برای ایفای نقش بهمن به مابهازای بیرونی و یا پیشزمینه شخصیتی رسیدید؟

بازیگر نباید قبل از بازی در یک نقش به منابعی چون کتاب و یا تماشای فیلم رجوع کند چون این کار برای بازیگر باید همیشگی باشد. بازیگر باید همیشه از خوب دیدنِ اطراف و آدم‌ها و ارتباطات آنها درس بگیرد و این تجارب بصری را بالا ببرد. چشم و حافظه بازیگر باید آشنا به هر رویدادی باشد که در اطراف او رخ می‌دهد چون این حافظه و تجارب بصری در بازی به بازیگر بسیار کمک می‌کند؛ بنابراین بازیگر لحظه‌ای از تحقیق میدانی باز نمی‌ایستد، مدام باید همه چیز را کنجکاوانه ببیند و به ذهن بسپارد.

 در این مجموعه تعدد شخصیتها و به تبع آن تعدد بازیگران به چشم میخورد؛ ارتباط و تعامل شما با همبازیهایتان چطور بود؟

بسیار خوب. من همیشه تلاش می‌کنم که این ارتباط را حفظ کنم. در هر کاری ابتدا باید با هم‌بازی‌هایم ارتباط حسنه‌ای داشته باشم تا بتوانم در مقابل آنها به‌خوبی بازی کنم. اگر با بازیگر روبه‌روی خود ارتباط برقرار نکنم و خدای نکرده رابطه‌ای خصمانه داشته باشم و یا او با من ارتباط برقرار نکند، نمی‌توانم بازی موفقی داشته باشم. همیشه سعی کرده‌ام میان من و بازیگر مقابلم هیچ دلخوری‌ای به وجود نیاید و این رابطه محترمانه و حسنه را ایجاد کنم. باید از بازیگر روبه‌روی خود انرژی مضاعفی بگیرم تا در مقابل او به‌خوبی بازی کنم چون نمی‌خواهم صحنه بی‌خاصیتی را به اجرا دربیاورم. در این مجموعه هم با تمام بازیگران ارتباط و تعامل خوبی برقرار کردم.  

  من اصلاً ترسی ندارم که الان کار تاریخی بازی کنم چون به‌شخصه کارهای تاریخی را بسیار دوست دارم. بازی در نقش‌های تاریخی یک جنس بازی شسته رفته و کلاسیک می‌طلبد. البته من دوست دارم نقش‌های دیگر را نیز تجربه کنم. متأسفانه مشکلی اینجا وجود دارد، آن هم اینکه وقتی بازیگری در گونه‌ای از فیلم دیده می‌شود و توانایی خود را نشان می‌دهد به‌یکباره همه برای همان گونه به سراغش می‌آیند. من در حال حاضر نیز از نقش‌های طنز خوب و متفاوت استقبال می‌کنم اما اگر کسی نقش طنزی شبیه به شخصیت بهمن را از من بخواهد، اصلاً کار را قبول نمی‌کنم. باید از تجارب دیگر خودم نیز استفاده کنم چون از تکرار بیزارم. من ایفای نقش‌های طنز را دوست دارم چون خودم آدمی هستم که خنداندن دیگران برایم لذت‌بخش است؛ حتی در ارتباطات شخصی و فضاهای صمیمانه؛ به همین دلیل تجربه بازی در این مجموعه برایم بسیار لذت‌بخش بود چون اولین تجربه طنز تصویری من به حساب می‌‌آمد. البته در تئاتر کار طنز کرده بودم اما در سینما و تلویزیون خیر. من خنداندن آدم‌ها را دوست دارم و این به من احساس آرامش می‌دهد. می‌توانم بگویم که این نکته از بهترین خاطره‌های خوش من از بازی در این مجموعه بود.

 این موضوع در کل از احساس مفید بودن نشئت می‌گیرد. نه فقط خنداندن مردم بلکه صحنه‌هایی را که احساسات و عواطف مخاطبان را درگیر می‌‌کند، دوست دارم.

در مجموعه تلویزیونی «یوسف پیامبر» صحنه رویارویی بنیامین و یوسف لحظه بسیار تراژیکی بود که بعد از ۴۰ سال یکدیگر را می‌بینند و هر دو گریه می‌کنند. این صحنه رمانتیک است و پر از اشک و گریه. من از این صحنه‌ها نیز بسیار لذت می‌برم چون باعث می‌شود عواطف مخاطبان غلیان پیدا کند و حال خوشی به آنها دست بدهد.

به طور کلی تخلیه عاطفی مخاطبان چه از طریق خنده چه گریه یا دفع خشونت، حال بازیگر را خوب می‌کند چون احساس مفید بودن به او دست می‌دهد. بازی در این مجموعه نیز به همین دلیل برای من بسیار لذت‌بخش بود.

[ ۱۳٩۱/۱۱/۸ ] [ ۸:٥٩ ‎ق.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

اسامی فیلم‌های خارج از مسابقه (آیینه سینمای ایران) جشنواره فیلم فجر اعلام شد.
به گزارش خبرگزاری فارس، روابط عمومی سی و یکمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر با اعلام این خبر افزود: فیلم‌های ساکن خانه چوبی (حسینعلی لیالستانی)، از تهران تا بهشت (ابوالفضل صفاری)، ابرهای ارغوانی (سیامک شایقی‌)، به خاطر پونه (هاتف علیمردانی)، دل بی‌قرار (قربان محمدپور)، مروارید (سیروس حسن‌پور)، قصه عشق پدرم (محمدرضا ورزی)، عملیات مهد کودک (فرزاد اژدری)، فرشتگان قصاب (سهیل سلیمی) به صورت غیررقابتی نمایش داده می‌شود.
لازم به ذکر است فیلم‌های اشاره شده تنها نمایش داده می‌شود و داوری نخواهند شد.


[ ۱۳٩۱/۱٠/۳٠ ] [ ٩:٥٥ ‎ق.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

درهرصورت چهره می شد چون اگر بازیگری را انتخاب نمی کرد حتماَ فوتبالیست می شد. فوتبالیستی که بازیکن بچه محلش روی بازیش قسم می خورد. با اینکه همیشه آهسته و پیوسته عرصه هنر را طی می کرد و انصافا کارنامه آبرومندی دارد اما مجموعه تلویزیونی "شب دهم" برایش  بی شک یک اتفاق بود.

پیش از این در تلویزیون با بازی در سریال هایی چون "مردان آنجلس" و "روشن تر از خاموشی" محبوبیت و توانایی خود را به اثبات رسانده بود اما این سریال برایش امتیاز دیگری داشت

حسین یاری کارمند بانک مرکزی است به همین خاطر به قول خودش همانقدر که احترام دارد گاهی اذیت هم می شود ولی بازیگری آنقدر برایش مهم است که اگر قرار باشد روزی دست به انتخاب بزند قطعا از بانک خداحافظی می کند. او تجربه نشست پشت میکروفن در اتاق تاریک را هم دارد و به همین خاطر مدتی هم در واحد دوبلاژ به عنوان گوینده فعالیت می کرد.

یاری برای بازی در فیلم «آخرین مرحله» جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد.همچنین بازی او در «بلوغ» تحسین منتقدان را برانگیخت و دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بازی در این فیلم از هجدهمین جشنواره فیلم فجر بدست آورد.
دوسال پیش او با بازی به یاد ماندنی اش در مجموعه تلویزیونی "هوش سیاه" بار دیگر خود را به همگان شناساند. این مجموعه داستان مبارزه پلیس آگاهی با جرایم رایانه‌ای است که به تخلفات گروه‌های مخرب در حوزه رایانه نرم‌افزار و الکترونیک می‌پردازد. یاری در نقش سرگرد احمدی در کنار کیکاووس یاکیده و سایر گروه طوری ایفای نقش کرده اند که این مجموعه به ساخت سری دوم هم کشیده شد.

اما در این بین او بیکار نماند و با نقش آفرینی درخشانش در مجموعه "قلب یخی" محبوبیت و شهرت خود را دو چندان ساخت. حسین یاری در دو فصل اول این سریال حضور پررنگی داشت و در سومین فصل "قلب یخی" که با تحول و دگرگونی کامل قصه و عوامل همراه بود او جزو معدود بازیگرانی است که همچنان در این کار حضور دارد.
حسین یاری یکی از بی حاشیه ترین بازیگران سینما و تلویزیون است او به شدت از گفت و گو و مصاحبه پرهیز دارد و طی این سال ها گفت و گویش با یک مجله و حضورش در برنامه سینمایی "هفت" تنها ارتباط مطبوعاتی او باشد که البته دومی کمی خبرسازش کرد. یاری که در فیلم سینمایی "سعادت آباد " با حامد بهداد همبازی بود به ذکر نظراتی پرداخت که واکنش بهداد را در بر داشت. حامد بهداد خطاب به حسین یاری می‌گوید:  آن کسی که در برنامه «هفت» می گفت ما قاعده بازی را بلد نبودیم، 20 سال است دارد بازی می‌کند. من 10 سال است که به سینما آمده ام. موضوع قاعده بازی نیست؛ شما خود بازی را بلد نیستید نه قاعده آن را، شما خود بازیگری را بلد نیستید.

بازیگر آثاری چون "میم مثل مادر" و "پاریس تا پاریس" این روزها جلوی دوربین "هوش سیاه2" مشغول کار است. مجموعه ای که گمان می رود تا چند وقت دیگر باید در انتظار سومین فصل آن هم باشیم.

[ ۱۳٩۱/۱٠/٢٥ ] [ ٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

 

سبزترین خاطرات ازآن کسانیست که، در ذهنمان عاشقانه دوستشان داریم

تولد حسین یاری در 16 دی ماه مبارک

این چندمین تولد توست؟ و چندمین انبساط مجدد کائنات؟
این جندمین بارخلقت است؟ و چندمین انفجار سکوت؟
چندمین لبخند آفرینش؟ خورشید را چندمین بار است که می بینی؟
و پروانه ساعتها چندمین بار است که می چرخد؟ و ثانیه چندمین بار است که به احترام تو برمی خیزد؟
چندمین بار است که مجدداً نفس می کشی؟ چندمین دم!؟ چندمین آن!؟
آه که تو چقدر خوشبختی!
و جهان چه پرغوغاست ……
که بینهایتمین تولد تو را جشن می گیرد

امروز با شکوهترین روز هست روزی که آفریدگار او را به جهان هدیه داد

می ترسم به او تبریکی بگویم که شایسته اش نباشد

می‌خواستم زیباترین کلام را برایش بنویسم

اما می پندارم ساده نوشتن همچون ساده زیستن زیباست

[ ۱۳٩۱/۱٠/۱٦ ] [ ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

شهرآشوب روایت زندگی و فرار معین الدین جمشید کاشانی (حسین یاری) دانشمند فرهیخته در زمینه طب، موسیقی و نیز تیراندازی ماهر است که بعد از ساخته شدن رصدخانه مراغه به دستور الغ بیک(محمد صادقی) هر دو مورد غضب او قرار گرفته اند و غیاث الدین جمشید کاشانی (امین زندگانی) دانشمند و ریاضیدان بزرگ ایرانی با کشف و محاسبه عدد پی و سینوس زاویه یک درجه، گنجینه ای گرانبها را به دست معین الدین یار و همراه همیشگی اش می سپارد اما خود کشته می شود. عده ای درپی ثبت آن به نام خود هستند، معین الدین برای فرار از دست سوبوتای(جعفر دهقان) به هرات می گریزد اما در آخرین لحظه رساله ربوده می شود و...

بازیگران: حسین یاری، رویا تیموریان، جعفر دهقان، محمد صادقی، سام درخشانی، محمود پاک نیت، سعید نیک پور، الهام حمیدی، بهزاد خداویسی، آرش تاج، ناصر فخری، امین زندگانی و... ، تهیه کننده: محسن علی اکبری، تدوین: مهرداد خوشبخت، کارگردان: یدا... صمدی

شهرآشوب : شبکه نمایش، روز پنجشنبه 1391/10/1، ساعت 23

دانلود آنونس فیلم سینمایی شهرآشوب

[ ۱۳٩۱/٩/٢۸ ] [ ۸:٠۱ ‎ق.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

کارگردان: عطاء الله سلمانیان، فیلمنامه نویس و طراح صحنه و لباس : محمود غلامی، مدیر فیلمبرداری: ناصر کاووسی، تدوین :کاوه ایمانی، طراح چهره پردازی: فریدون کشن فلاح، موسیقی : محمد محمدعلی، صدابردار : عباس رستگارپور، صداگذاری و میکس : آرش قاسمی، عکاس : آرش صادقی، تهیه کننده : حسین صابری، محصول سازمان توسعه سینمایی سوره.

بازیگران : حسین یاری، ماه چهره خلیلی، هوشنگ توکلی، مهران رجبی، علی اوسیوند، رضا فیاضی، محمود جعفری، لاله صبوری،  میر صلاح حسینی.

[ ۱۳٩۱/٩/٢٧ ] [ ٩:۳٠ ‎ق.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

سریال تلویزیونی «روشن تر از خاموشی» که در 35  قسمت 45 دقیقه ای است، از پنجشنبه 23 آذر هر روز از شبکه آموزش پخش می شود.

این مجموعه که ازمحتوایی تاریخی، علمی بهره می‌برد، به زندگی فیلسوف نام آور جهان اسلام، ملاصدرا می‌پردازد و ضمن بیان شرایط سیاسی و فرهنگی آن دوران، به دیدگاه‌های فلسفی وی پرداخته و در واقع به بهانه پرداختن به شخصیت ملاصدرا، نقبی به دربار صفویه و اوضاع زمان خود فیلسوف یعنی ملاصدرا زده است.
ملاصدرا در کنار سهروردی و ابن سینا سه فیلسوف بزرگ جهان اسلام هستند، اهمیت مکتب ملاصدرا در این است که توانست میان فلسفه مشاء و اشراق و آراء و نظرات این دو فیلسوف پیوند برقرار کند در نهایت نیز موفق به ایجاد مکتبی فلسفی با نام »حکمت متعالیه» شد و تمام تلاش خود را در گردآوری رساله اسفار اربعه به کار بست.
سریال روشنتر از خاموشی زندگی ملاصدرا را از دوران نوجوانی در سن 18 سالگی تا زمان بازگشت از تبعید به شیراز (زادگاهش) به نمایش می گذارد.
حسین یاری (ملاصدرا)، ثریا قاسمی(فاطمه بانو)،علی نصیریان(میرداماد)، محمودپاک نیت(شاه عباس صفوی)، کتایون ریاحی(سارابانو)،محمدعلی کشاورز(میرفندرسکی)، جمشید مشایخی(شیخ بهایی)،علی سلیمانی (ملاشمس گیلانی)، حسام نواب صفوی(امام قلی خان)، محسن زهتاب(الله وردی خان)، پرویز فلاحی پور(قدرت)، فریماه فرجامی(حکیمه خاتون)، فخری خوروش(زینب بیگم،خان بی بی)، بهاره رهنما(گلبهارخاتون)، حمید مهرآرا(میرزا حبیب)، ژاله علو (کفایت خاتون)، رزیتا غفاری (گلرخ سلطان)، دکتر محمود عزیزی (حاتم بیک وزیر)، بهزاد رحیم خانی(یعقوب خان)، اکرم محمدی(مریم سلطان)، اسماعیل شنگله(خان گیلان)، کوروش تهامی(سعید)، مهوش صبرکن(رابعه)، منوچهر آذر(ابراهیم قوام(، سروش یاری(کودکی ملاصدرا)، علیرضا ریاحی(صفی میرزا)، رضا بنفشه خواه(بنیادخان)،مهدی فقیه(وزیر شیخ لطف الله)، فرخ نعمتی(شیخ امجد)، رسول نجفیان (اسحاق خان)، نوشین حسینخانی(ام کلثوم)، سیدجواد زیتونی(شیخ احمد خوانساری)، عنایت بخشی(شیخ کوهپایی)، شهروز ابراهیمی(ملامحسن فیض کاشانی)، رامسین کبریتی (ملاعبدالرزاق لاهیجی)، فرشید صمدی پور(میرغضب باشی)، امیرکاوه آهنین جان(میرعبدالعظیم داروغه)، فخرالدین صدیق شریف، مصطفی عبداللهی، هادی مرزبان، حسین خانی بیک، علی طالب لو، اسماعیل خلج، جهانگیر صمیمی فر، سهراب سلیمی، ایرج سنجری، پروین سلیمانی، صدیقه کیانفر، محمد قاسم پورستار، سیروس تقی نژاد، محمود اردلان، بابک بیات، فرخ عظیم زاده، اسفندیار مهرتاش، محسن قاضی مرادی، صادق حدادی، حسین افشار، حسن کاخی، حسین پرستار، مسعود موسوی، مسعود رحمانی، داریوش رضوانی، بهمن روزبهانی، امیر باران لویی، محمد پورحسین، مرتضی یوسف دوست، علی جاویدفر، سیدحسین حسینیان، امان رحیمی، قاسم پاکرو، حسن شجاعی و با هنرمندی پرویز پورحسینی در نقش شیخ ابراهیم قطوانی هنرمندانی هستند که در این مجموعه به نقش آفرینی پرداخته اند.
سریال «روشن تر از خاموشی» هر روز ساعت 10:45 و تکرار آن ساعت 20 هر شب از شبکه آموزش پخش می شود
.

[ ۱۳٩۱/٩/٢٢ ] [ ۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

شاهرخ (رضا کیانیان) راز بزرگی را با سایه (هدیه تهرانی) درمیان می گذارد و سایه نیز از تهدید حامد میگوید، شیوا (طناز طباطبایی) به شکل مرموزی ناپدید می شود، حامد (حسین یاری) به دنبال شیوا و دیبا (هانیه توسلی) به دنبال فرزندش مانی هستند اما ...

[ ۱۳٩۱/٩/۱۱ ] [ ۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

شاد و پرجنب و جوش، با اعتماد به نفس بسیار بالا، پرحرف، عاشق چادر چون اصالت فرهنگ ایران را داره و با حجاب : * البته خودم هم چادری هستم ولی از حجاب خانمهای بازیگر و هنرمند ایرانی دل خوشی ندارم برای همین عکس خانم نفیسه روشن رو گذاشتم که برای اولین بار با شجاعت مثال زدنی کنار هنرمندان دیگر سینما و تلویزیون با چادر حاضر شدند. *****این وبلاگ هم به خاطر علاقه ای که به بازیهای حسین یاری از بچگی داشتم برای ادای دین به این هنرمند راه انداختم که حالا به قول بعضیا اینجوری شد دیگه ... نپرس
صفحات دیگر
امکانات وب






ایران رمان