حُُُُُُُُُُُُُُُُُُُســـــــــــــــــــــــــین یـــــــــاری
 
قالب وبلاگ
لینک های مفید

فیلم سینمایی ابرهای ارغوانی به همراه پشت صحنه این فیلم در شبکه نمایش خانگی توزیع می شود

به گزارش روز چهارشنبه موسسه رسانه های تصویری، فیلم ابرهای ارغوانی آخرین اثر سینمایی سیامک شایقی است که در شبکه نمایش خانگی عرضه می شود.

در این اثر اجتماعی، حسین یاری، هانیه توسلی، شیرین یزدان بخش، شبنم مقدمی، بهناز جعفری، امید روحانی و رویا تیموریان حضور دارند.

این فیلم درباره دختر جوانی به نام پروانه است که به قصد ادامه تحصیل به تنهایی به تهران می آید. خانواده اش که نگران او هستند، از جوانی به نام احمد که مهندس شهرداری است درخواست می کنند تا پروانه را پیدا کند و ...

این فیلم با صدای استریو دوباند و کیفیت تصویری عالی در شبکه نمایش خانگی توزیع می شود

[ ۱۳٩۳/٦/۱٢ ] [ ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

[ ۱۳٩۳/٦/۱٢ ] [ ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

مجموعه تلویزیونی «روشن‌تر از خاموشی» به مدیریت دوبلاژ جعفر رضایی برای سیمای آذری این شبکه زبانگردانی شده و از پنجشنبه 1 خرداد برای مخاطبان آذری زبان این شبکه پخش خواهد شد.

ترجمه متون «روشن‌تر از خاموشی» را جعفر رضایی انجام داده و علی پوریان در نقش ملاصدرا، محمد رضایی در نقش میرداماد و علی احمدی در نقش شیخ بهایی در کنار افروز ظهیر، الهام آزرم، حامد نافی، جعفر رضایی و ... صداپیشگانی هستند که این سریال را دوبله نموده­‌اند.

این مجموعه که حسن فتحی آن را نوشته و کارگردانی کرده، از محتوایی تاریخی علمی بهره می‌برد، به زندگی فیلسوف نام آور اسلام، ملاصدرا می‌پردازد و ضمن بیان شرایط سیاسی و فرهنگی آن دوران به دیدگاه‌های فلسفی وی پرداخته و در واقع به بهانه پرداختن به شخصیت ملاصدرا، نقبی به دربار صفویه و روابط ایران با کشورهایی که قصد تهاجم به آن را داشته اند، زده است.

حسین یاری، ثریا قاسمی، علی نصیریان، محمود پاک نیت، کتایون ریاحی و فخری خوروش، از جمله بازیگرانی هستند که در این مجموعه به نقش آفرینی پرداخته‌اند.

مجموعه تلویزیونی «روشن­‌تر از خاموشی» در 35 قسمت به آذری دوبله شده و از پنجشنبه 1 خرداد از ساعت 17:30 به وقت تهران به مدت 50 دقیقه از سیمای آذری شبکه برونمرزی سحر برای مخاطبان پخش خواهد شد.

همچنین این سریال از روز دوشنبه 93/3/5 در ساعت 22:30 و تکرار آن ساعت 14:30 روز بعد از شبکه آی فیلم پخش خواهد شد.

 

لینک دانلود سریال از شبکه آی فیلم به همراه اطلاعات عوامل سریال

[ ۱۳٩۳/٢/۳٠ ] [ ۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

 فیلم تازه عبدالحسن برزیده محصول حوزه هنری است و داستان شهادت دیپلمات‌های ایرانی را در مزار شریف در سال 1377روایت می‌کند. محل فیلمبرداری این پروژه یک سوله است که به شکل استودیو تجهیز و فضاهای مورد نیاز فیلم در آن ساخته شده است؛ ازجمله ساختمان اصلی کنسولگری، محوطه بیرونی آن، حسینیه، خانه، پادگان مرزی و محوطه بازار.

حسین یاری نقش شاهسون تنها دیپلمات بازمانده از این واقعه خونبار را بازی می‌کند و فرهاد اصلانی و عمار تفتی دیگر بازیگران مزار شریف هستند. گروهی از بازیگران افغان و تاجیک که سابقه بازی در تئاتر و فیلمسازی هم دارند در این پروژه مقابل دوربین علیرضا زرین‌دست می‌روند. ماجرای فیلم به فرار شاهسون و تلاش او برای رسیدن به ایران برمی‌گردد و مسیری که او طی می‌کند تا به‌دست نیروهای طالبان اسیر نشود.

گروه سازنده پروژه تا نوروز 93در سوله مشغول کارند و پس از آن برای فیلمبرداری چند صحنه به کرمان سفر می‌کنند. مشکین مهرگان طراح صحنه و لباس، حسن زاهدی صدابردار و سعید ملکان طراح چهره‌پردازی مزار شریف هستند. سهیل جهان‌بیگلری مدیرعامل سازمان سینمایی سوره درباره تولید این فیلم گفت: یکی از اولویت‌های سازمان سوره در تولید فیلم روایت وقایع مهم تاریخ انقلاب اسلامی و دفاع‌مقدس است. مزار شریف هم یکی از مهم‌ترین بخش‌های تاریخ سیاسی ایران است که مهجور مانده و با اینکه بیش از یک دهه از آن می‌گذرد، همچنان تازه است. وی ادامه داد: شهادت مظلومانه دیپلمات‌های ایرانی به‌دست طالبان با حمایت آمریکا و بعضی کشورهای همسایه در همان مقطع متوقف نشد. امروز آنچه تکفیری‌ها و سلفی‌ها در کشورهای مختلف به اسم اسلام انجام می‌دهند دنباله جریانی است که طالبان شکل داد و به آن مشروعیت بخشید. ایران همواره قربانی تروریسم بوده و این خطر همچنان ادامه دارد. پس ساختن فیلمی درباره واقعه مزار شریف و قتل عام دیپلمات‌های ایرانی نیاز جامعه امروز است.

منوچهر شاهسواری تهیه‌کننده مزار شریف هم درباره ویژگی‌های این پروژه به خبرنگاران گفت: 90درصد این پروژه در این لوکیشن فیلمبرداری می‌شود و 10درصد بقیه هم در مزار شریف افغانستان ضبط خواهد شد. در کل پروژه 1500هنرور حضور دارند و تیم مهاجم دیپلمات ایرانی همه افغانی هستند. 2نفر از آنها دوشنبه به ایران می‌آیند که از بازیگران مطرح افغانستان هستند. اصلانی هم نقش یکی از مقام‌های ایرانی را بازی می‌کند که با شاهسون قبل از ورود به ایران روبه‌رو می‌شود.

گزارش تصویری مربوط به پشت صحنه فیلم مزار شریف

[ ۱۳٩٢/۱٢/٤ ] [ ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

سریال هوش سیاه 2 که اردیبهشت ماه از شبکه سوم سیما پخش شد و مورد استقبال بسیاری از مخاطبان قرار گرفت از 12 بهمن ماه ساعت 21:30 روی آنتن شبکه آی فیلم خواهد رفت.

این سریال به کارگردانی مسعود آب پرور و نویسندگی آرش قادری و با بازی حسین یاری، کیکاوس یاکیده، مجید واشقانی، کمند امیرسلیمانی، جمشید گرگین، کیهان ملکی، ارسلان قاسمی، رسول توکلی، سودابه بیضایی، حسین سحرخیز، زهرا سعیدی، امیررضا دلاوری توسط سید عباس فاطمی نویسی تهیه و پخش خواهد شد.

همچنین فیلم سینمایی کیمیا و خاک با بازی حسین یاری، حامد بهداد، امیرمحمد زند، سیاوش طهمورث، پریوش نظریه در مورد پنج نفر از کسانی که به نوع با فضای ملتهب سال 57 درگیر و همه در پی یک هدف و خارج شدن از ایران به مقصد فرانسه و دیدار با امام خمینی (ره) 10 بهمن ماه، پنجشنبه شب ساعت 22:30 از این شبکه پخش خواهد شد.

[ ۱۳٩٢/۱۱/٩ ] [ ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

امروز 16 دی ماه مصادف با سالروز تولد بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران حسین یاری است.

عکسهای متفاوت حسین یاری در طی سالها حضور در تلویزیون و سینما گردآوری کردم البته به جز معدود عکسهایی که نتونستم پیدا کنم.

*************************

تــــــــولـــــــد حســـــــــــــــــین یــــــــــاری مبـــــــــارک

[ ۱۳٩٢/۱٠/۱٦ ] [ ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

اولین تجربه آزیتا موگویی قرار است در سی‌ودومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآید تدوین این فیلم به صورت همزمان توسط محمدرضا مویینی در حال انجام است، محمدحسن نجم تهیه‌کننده‌گی این فیلم را برعهده دارد.

مهدی هاشمی، بهرام رادان ،رویا نونهالی، ،پیام دهکردی، سیامک صفری ، امید روحانی و با هنرمندی: حسین یاری و پانته آ بهرام و با معرفی : پژمان هادوی، الهام جبرئیلی، حسام قاسمی در این فیلم به ایفای نقش می‌پردازند. «تراژدی» داستان مردی است به نام قاسم که برای جبران غرور از دست رفته اش تصمیم عجیبی میگیرد ، حبیب نگرانش ، زینت مردد و موسی سرگردان است اما اتفاق عجیبی در پیش است آزیتا موگویی مجری طرح و مدیر تولید با سابقه سینمای ایران تا کنون در فیلم‌هایی چون «جهان پهلوان تختی»، « دست های آلوده»، «پسر آدم دختر حوا»، «انعکاس»، «آدمکش» و «فرزند چهارم» حضور داشته است.

عوامل این پروژه عبارتند از: کارگردان : آزیتا موگویی، نویسنده فیلمنامه : رضا کریمی بر اساس طرحی از آزیتا موگویی ، بازنویسی فیلمنامه : خشایار الوند ، مهدی سجاده چی ، مدیر فیلم برداری : هومن بهمنش، تدوین : محمدرضا مویینی، صدا برادار : محمد شاهوردی، طراح گریم: سودابه خسروی ، طراح صحنه و لباس : کامیاب امین عشایری ، برنامه ریز و دستیار کارگردان : سهیل بیرقی ، منشی صحنه : ندا قائدی ، عکاس : حبیب مجیدی، کارگردان فیلم پشت صحنه: میثم میرزایی ، تصویر بردار پشت صحنه : فرهاد فرهنگ، مشاور رسانه ای : مریم نراقی ، دستیار اول فیلمبردار: همایون قربانی ،دستیار دوم کارگردان: محمد غفاری،دستیار برنامه ریز: سیاوش عرفانی با تشکر از حامد پوراسفندیانی-سجاد کریمی-یاسمن کفایتی-خورشید نجم ،گروه فیلمبرداری: رضا نوروزی-مجتبی نوروزی-حسین داودی-حسین نصیری-سجاد کریمی-محمد سقر،دستیاران صدا: امیر شاهوردی-میلاد شالی،مجریان گریم : حمید فروهر-ساحره مهدوی ،دستیاران صحنه: حمیدرضا عامری-وهاب یحیی زاده ،مدیران صحنه: فرامرز کرامتی-وحید جعفری،خیاط: معصومه عباسی ،جلوه های ویژه بصری: فرید ناظر فصیحی،طراحی و اجرای بدلکاری: ارشا اقدسی ،مدیران تدارکات: حیدر زرقومی-محمد حیدرقلی ،دستیار تدارکات: علی مرادی تمدن-مسعود ریحانی امور مالی: ابراهیم تفرشی، جانشین مدیر تولید : کامران حجازیمدیر تولید: محمد یمینی، مجری طرح : علی باذل  ،تهیه کننده: محمد حسن نجم

[ ۱۳٩٢/۱٠/۱٤ ] [ ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]
[ ۱۳٩٢/۱٠/٧ ] [ ۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

خلاصه داستان : احمد با خبر می‌شود که پروانه، خواهر دوست و هم‌کلاسی سابقش خانه و خانواده‌اش را در شهرستان رها کرده و به تهران آمده است. احمد می‌پذیرد که پروانه را پیدا کند و او را راضی کند که به خانه و خانواده‌اش برگردد.

بازیگران: حسین یاری، هانیه توسلی، بهناز جعفری، شبنم مقدمی، شیرین یزدان‌بخش، امید روحانی و رویا تیموریان

کارگردان: سیامک شایقی

تهیه کننده: محمود فلاح

مجری طرح: رزیتا فرنودی. مدیر فیلمبرداری: غلامرضا آزادی. مدیرتولید: فهیمه ساعی. دستیاراول کارگردان و برنامه ریز: ایمان توکلی. عکاس: ایران انتظام. طراح گریم: کیان اولاد وطن. طراح صحنه و لباس: آبتین برقی. صدابردار: منصور شهبازی. تدوین: واروژکریم مسیحی. صداگذاری و میکس: مسعود بهنام (استودیو بهمن)

[ ۱۳٩٢/٩/٢٠ ] [ ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

 

سریال هوش سیاه در رتبه نخست نظرسنجی مخاطبان آی فیلم

سریال هوش سیاه 1 به کارگردانی مسعود آب پرور توانست با کسب 31% آراء نظرسنجی از میان سریال های درچشم باد و مسافری از هند، راه بی پایان رتبه نخست را از آن خود کند و هر شب از سوم آذر ماسه رأس ساعت 18:30 و تکرار آن روز بعد در ساعت 10:30 از شبکه آی فیلم پخش خواهد شد.

سریال هوش سیاه با بازی حسین یاری، کیکاووس یاکیده، سودابه بیضایی، ارسلان قاسمی، کمند امیرسلیمانی و ... سال 88 تولید و از شبکه سوم سیما پخش و مورد استقبال و رضایت بسیاری از مخاطبان شبکه جوان قرار گرفت.

[ ۱۳٩٢/٩/٤ ] [ ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

اشاره
پیش از اینکه بخواهیم او را حیدر خوشمرام صدا بزنیم، می بینیم که او حسین یاری است که می خواسته به یاری حسین برود. خودش این مضمون را در تماس تلفنی مان و در مصاحبه حضوری مان که به گفته خودش نخستین مصاحبه اش با رسانه هاست به وضوح ابراز کرد. او با اینکه بازیگر است در بیان کوچک ترین احساسات درونی اش دچار شرم حضوری شیرین می شود. می گوید، اما نه آن طور که در مقابل فخر الزمان و یاور حرف می زند. آنچه در این جا می خوانید ماحصل گفتگویی است که در میان هاله ای از شرم حضور او انجام شد.

آقای یاری، درخشش خوش هنگام شما در سریال شب دهم، موجب گرایش بیشتر افکار عمومی به شما شد و شما در واقع با این نقش به نوعی تولدی دیگر داشتید. اگر ممکن است برای خوانندگان مجله ما کمی هم از سوابق طولانی خودتان در عرصه بازیگری حرف بزنید تا شما را در دیگر نقش هایتان هم به خاطر بیاورند.

حسین یاری : من سال 1358 کار خودم را در یک گروه تئاتر آماتور به سرپرستی آقای بهزاد بهزارپور شروع کردم و یکی دو تا نمایش در زمینه دفاع مقدس اجرا کردم. در سال 1361 جذب واحد نمایش حوزه اندیشه و هنر اسلامی آن روزها و حوزه هنری امروزی شدم و با آقای تاجبخش فناییان و سعید کشن فلاح کار بازیگری را پیگیری کردم.

  •  بازیگری در تئاتر را؟

حسین یاری : بله

  •  به شکل تجربی؟

حسین یاری : بله چون سن و سال زیادی هم نداشتم.

  •  آن وقتها تحصیلات شما چقدر بود؟

حسین یاری : آن موقع من دوره راهنمایی را می گذراندم. در بدو ورودم به حوزه، یک شانس خوب نصیب من شد و توانستم در یک فیلم شانزده میلی متری کوتاه به نام "وارث" اولین ساخته جواد شمقدری بازی کنم.

  •  همان که در زمینه جنگ بود؟

حسین یاری : بله. خوشبختانه این شانس را آوردم و بعد از مدتی از طرف حوزه به واحد دوبلاژ تلویزیون برای همکاری در زمینه دوبله معرفی شدم در دوره هایی هم که در سالهای 63 و64 در این زمینه برگزار شد شرکت کردم و توفیق هایی نصیبم شد.

  •  همان دوره ای که آقای مهدی علی محمدی، احمدی و مرحوم مقبلی مدرسان آن بودند؟

حسین یاری : بله. البته آقایان جلال مقامی و ژرژ پطرسی از جمله اساتیدی بودند که یک دو سال دوره را درخدمت آنها بودم.

  •  با برگزاری این دوره هم چهره های خوبی معرفی شدند؟

حسین یاری : بله. افرادی مثل همت مومیوند و صمصامی از هم دوره های من بودند.

  •  بعضی ها صدای شما را روی چند فیلم مستند هم شنیده اند.

حسین یاری : درست است من گفتار متن چند فیلم مستند را هم اجرا کردم و بعد از آن به خاطر فضایی که آن سالها در کار دوبله وجود داشت دیگر چندان رغبتی برای ماندن در عالم دوبله نداشتم.

  •  دغدغه بازیگری داشتید؟

حسین یاری : بله دغدغه بازیگری همیشه با من بود و به همین خاطر کار دوبله را رها کردم و از آنجا به خدمت سربازی رفتم

  •  در دوران جنگ؟

حسین یاری : بله

  •  خدمت سربازی را در کجا گذراندید؟

حسین یاری : در کردستان

  •  کدام پادگان و کدام شهر؟

حسین یاری : در پادگان لشکر 64 پیاده ارومیه خدمت می کردم.

  •  هم دوره های شما در خدمت سربازی شما را به عنوان بازیگر می شناختند؟

حسین یاری : بله. اتفاقاً فیلم کوتاه "وارث" را هم در آن پادگان نمایش دادند.

  •  بعد از خدمت سربازی هم سراغ دوبله رفتید؟ آقای مقبلی روی شما نظر خاصی داشت؟

حسین یاری : بله.آن خدا بیامرز در دوبله لطف خاصی به من داشت و تصورش هم این بود که من در دوبله برای خودم کسی می شوم. موقع برگشتن من از سربازی آقای مقبلی برای معالجه به آلمان رفته بودند و بعد هم فوت کردند و دیدار ما به قیامت حواله شد من هم دیگر دوبله را رها کردم و مدتها از دوبله دور ماندم تنها یکی دو تا کار برای واحد جنگ شبکه یک کردم بعد هم وارد سینما شدم.

  •  در فیلم "مسلخ عشق" بازی کردید؟

حسین یاری : بله در این کار که ساخته کمال تبریزی بود بازی کردم. "مسلخ عشق" در سال 67 در جشنواره اکران شد و بعد توقیف شد بعد از کار با کمال تبریزی به کاری دیگر از سعید حاجی میری به نام "آتش درخرمن" دعوت شدم.

  •  دومین کار سعید حاجی میری؟

حسین یاری : بله دومین کار او بعد از "توهم"من هم نقش اول را داشتم و هم در گروه کارگردانی فعال بودم و از آن به بعد دیگر آرام آرام حرکت کردم.

  •  در"آتش در خرمن" شما نقش جاسم را داشتید؟

حسین یاری : بله. نقش اصلی فیلم بود.

  •  بعد هم رسماً به جرگه بازیگران سینمای دفاع مقدس پیوستید؟

حسین یاری : بله بعد از آن در یک سکانس در کاری از عزیزالله حمید نژاد "هور در آتش" بازی کردم و بعد از آن در "جای امن" مجتبی راعی،"گریز" مهدی پور،"منطقه ممنوعه"رضا جعفری و بعد از ان به ترتیت در "دنیا وارونه، مردان آنجلس و فیلمهای بلوغ ، پرواز خاموش، و سریال مریم مقدس" و در نهایت در سریال­های "ملاصدرا و شب دهم."

  •  نگاهی گذرا به کارنامه شما در سینما و تلویزیون نشان می دهد که ابتدا به سینمای دفاع مقدس رفتید و بعد به سینمای تاریخی و بعد هم به سینمای اجتماعی کشیده شدید؟

حسین یاری : درست است.

  •  این روند خودخواسته بود یا ناخواسته؟

حسین یاری : در وهله اول وقتی من به عنوان یک بازیگر جوان آمدم بیشتر کارهای اکشن آن دوره را کار می کردم.

  •  یعنی کارهای جنگی؟

حسین یاری : بله.کارهای اکشن آن دوره معمولاً کارهای جنگی بود. من قدرت انتخاب نداشتم و شاید با رغبت می رفتم و هنوز هم می روم، ولی انتخابی صورت نمی گرفت به لحاظ حرفه ای هم جایگاه من طوری نبود که حق انتخاب داشته باشم من آن روزها تازه میخواستم برادری ام را در سینما ثابت کنم، بعد ادعای ارث و میراث کنم!!! فقط می خواستم حضور داشته باشم و وقتی هدف فقط همین بود، به جای انتخاب کردن انتخاب می شدم در همین سه چهار سال اخیر با توکلی که به خداوند داشتم، خدا شرایطی را در این عرصه برای من فراهم کرد که توانستم به مرحله انتخاب کردن برسم به همین خاطر، احساس کردم که اگر یک سال هم کار نکنم از اذهان دور نمی شوم به همین دلیل یکی دو سال کارهای کمتری را انتخاب و بازی کردم و هر نقشی را که می دیدم تکراری و بی محتواست قبول نمی کردم و باز به خواست خداوند توانایی های من در کارهای دیگر نمود پیدا کرد.

  •  الان در مرحله انتخاب کردن هستید؟

حسین یاری : بله فکر می کنم.

  •  در انتخاب نقش بیش تر به چه ویژگی هایی فکر می کنید؟

حسین یاری : پنجاه تا شصت درصد شخص پیشنهاد دهنده برای من تعیین کننده است اگر کارگردان ارزنده ای پیشنهاد بدهد کمتر روی آن مکث می کنم مثل فیلم "بلوغ" که در دورانی آن را قبول کردم که روی نقشها خیلی حساسیت داشتم، من ایفای آن نقش را در فیلم بلوغ به واسطه جعفری جوزانی و کارنامه درخشان او پذیرفتم، یادم هست که این اولین کاری بود که حتی فیلم نامه را نخواندم و قرارداد آن را امضا کردم جعفری جوزانی به عنوان یک سینماگر مطرح و موفق شناخته شده بود من به این موضوع بیشتر توجه کردم و درباره همه چیز به طور شفاهی با همدیگر کنار آمدیم.

  •  بعد از شناخت کارگردان، فیلمنامه باید کجای ذهن و احساس شما را تکان بدهد تا آن را بپذیرید و در واقع آن را انتخاب کنید؟

حسین یاری : محتوای داستان برایم مطرح است، من دو دو تا چهارتا می کنم و میخواهم ببینم این تفکری که این سینماگر می خواهد من در القای آن به او کمک کنم چقدر حائز اهمیت است.آیا مطابق اندیشه و یا نزدیک به اندیشه من هست این خیلی برای من مهم است.

  •  اگر نقش جذاب و خوبی باشد اما مطابق با تفکرات شما نباشد چه می کنید؟

حسین یاری : کمتر تن می دهم. نمی توانم به طور قاطع بگویم قبول نمی کنم شاید آن موقع یک سری فاکتورهای دیگری برای من مطرح شود اما نه اینکه آن فاکتورها بر ارزشهای مورد نظرم و اعتبار من غالب شود به هر حال سینما، سینماست و اگر بدانم در کاری چارچوب اندیشه مرا به هم نمی ریزد و با تفکر من در تضاد نیست آن را می پذیرم ولی اگر کارگردان بزرگی کاری متضاد با تفکراتم به من پیشنهاد دهد قطعاً نمی توانم بپذیرم و گامی برای القای آن تفکر بردارم.

  •  حالا آماده هستید که برویم سراغ مقوله آشنایی شما با آقای فتحی و ماجرای بازی در سریال های "ملاصدرا و شب دهم"؟

حسین یاری : بله. ایرادی ندارد.

  •  شما چه زمانی با آثار فتحی و خود آقای فتحی آشنا شدید؟

حسین یاری : من متاسفانه شناخت دقیقی از آقای فتحی نداشتم و فقط سریال "پهلوانان نمی میرند" او را جسته و گریخته دیده بودم وقتی در سریالش " مریم مقدس" بازی میکردم، آقای قناعت دستیار تهیه آقای مهدی فخمی زاده که هم زمان با ما داشت سریال "ولایت عشق " را در شهرک سینمایی کار می کرد یک روز سراغ من آمد و گفت آقای فتحی اظهار علاقه کرده که مرا ببیند.

  •  پس او شما را می شناخت؟

حسین یاری : بله می شناخت.

  •  شما را با کدام یکی از نقش هایتان شناخته بود؟

حسین یاری : به این موضوع اشاره ای نکرد ولی یکی دو بار در صحبت هایمان متوجه شدم که نقش مرا در سریال "مردان آنجلس" خوب بررسی کرده و یادش هست بعد از پایان کارم از دفتر آقای بشکوفه با من تماس گرفتند و می خواستند مرا ببیند من هم با فراغ بال و اشتیاق به دیدن آنها رفتم در آنجا بحث بازی من در سریال "ملاصدرا" پیش آمد و ایفای نقش ملاصدرا و یک نقش دیگر را به من پیشنهاد کردند.

  •  با این حساب انتخاب شما برای ایفای نقش ملاصدرا بر اساس روابط موجود در سینمای امروز نبود؟

حسین یاری : نه. او به واسطه نوعی شناخت حرفه ای این انتخاب را کرد چون من اساساً او را نمی شناختم و آن اولین کار مشترک ما بود از این همکاری به شدت راضی هستم و فکر میکنم آقای فتحی با دعوت مجدد از من برای بازی در سریال "شب دهم" به نوعی رضایت خودش را از من اعلام کرد.

  •  چه زمانی پیشنهاد بازی در "شب دهم" را دریافت کردید و اولین عبارت هایی که بین شما و آقای فتحی در این زمینه ردو بدل شد کی و کجا بود؟

حسین یاری : یک طرح از او شنیدم.

  • کجا؟

حسین یاری : در دفتر آقای بشکوفه، رفته بودم برای انجام دادن کارهای مالی مربوط به "ملاصدرا" که دیدم آقای قتحی با عجله دارد طرحی را برای تلویزیون آماده می کند آن طرح را در چند سطر برای من تعریف کرد.

  •  یعنی پوسته بیرونی قصه را برای شما تعریف کرد؟

حسین یاری : بله و گفت که هنوز آن را ننوشته.

  •  پس قصه و طرح هنوز در ذهن او بود؟

حسین یاری : بله او قصه را به من منتقل کرد در حالی که هنوز روی کاغذ پیاده نشده بود.

  • از همین جا با "شب دهم" ارتباط برقرار کردید؟

حسین یاری : نه. او گفت من این طرح را دارم و سرگرم مراحل پیش تولید آن هستیم و تو به ما قول بده که در سریال دیگری مشغول نشوی تا تو را برای بازی در این سریال دعوت کنیم یا لااقل قبل از مشغول شدن در یک کار دیگر، با من تماس بگیر. از آنجا که من هم رغبت زیادی به همکاری با آقای فتحی داشتم قبول کردم و هر زمان که پیشنهادی به من می شد، آن ها را در جریان قرار می دادم و آنها می گفتند کار "شب دهم" همین روزها شروع می شود. کار دیگری را قبول نکن و خوش بختانه از سوم مهرماه سال 80 مشغول بازی در این سریال شدم.

  • خودتان نقش حیدر را انتخاب کردید یا اساساً این نقش برای شما نوشته شده بود؟

حسین یاری : تصورم این است که برای من نوشته شده بود.

  •  فتحی بر اساس مشخصات ظاهری شما چیزی را تغییر داده بود یا نه؟

حسین یاری : نه. من تلاش کردم خودم را به آن چیزی که او نوشته برسانم.

  •  در کجاها توانستید به حسن فتحی در نوشتن نقش خودتان یاری بدهید؟

حسین یاری : در نوشتن متن نتوانستم کمکی بکنم. این یک متن نوشته شده، بازنویسی شده و تصویب شده بود و واقعیت قضیه این است که بضاعت من هم در آن حد نبود که بتوانم کمکی در نوشتن به آقای فتحی بکنم.

  •  این را شکسته نفسی قلمداد می کنم چون شما را خوب می شناسم!

حسین یاری : نه. واقعیت همین است من با نوشته ای روبرو بودم که گاهی مواقع که آن رامی خواندم، دچار احساسات شدید و گریه های تنهایی می شدم همان طور که حس عجیبی در مورد نقش ملاصدرا داشتم من در سالهای گذشته در گوشه های کوچکی از کارهای بزرگی مثل "مریم مقدس" و "مردان آنجلس" شرکت داشتم و پیش از آن هم متون زیادی را مطالعه کرده بود الان اعتراف می کنم که متن­هایی گیراتر از "شب دهم" و"ملاصدرا" نخوانده بودم و آن موقع احساس می کردم که آنقدر خوب نوشته شده که یک حرکت اضافی هم در آن دیده نمی شود شاید در بازی ما این نوع حرکات دیده می شد.

  •  در بازی چه کمک هایی توانستید بکنید؟

حسین یاری : سعی کردم هر چه در توان دارم در طبق اخلاص بگذرام و تحویل آقای فتحی بدهم و تلاش کردم وظیفه ام را خوب انجام بدهم.

  •  موقع بازی در اولین سکانس این سریال هم همان احساس بازی در آخرین سکانس را داشتید؟

حسین یاری : اولین سکانسی که ما گرفتیم مربوط به فردای روز سرقت از خانه شاهزاده بود که من باید آن کیسه را می آوردم که به شاهزاده پس بدهم هنوز آن عشق ایجاد نشده بود و در قصه اتفاقی نیفتاده بود و طبعاً من هم احساسی در آن سکانس نداشتم.

  •  در این سکانس حیدر را با تمام وسعتش حس کرده بودید؟

حسین یاری : به لحاظ بازی وکار؟

  • نه. از لحاظ آشنایی با شخصیت او؟

حسین یاری : من از اول که جلوی دوربین این سریال قرار گرفتم شخصیت حیدر برایم جا افتاده بود اتفاقاً "شب دهم " از معدود کارهایی بود که من در آن یک سیکل و نمودار خاصی را برای خودم طراحی کرده بوم. چون با شخصیتی مواجه بودم که کنتراست آن در رفتار و اندیشه خیلی زیاد بود و ما باید در چهارده قسمت سریال این کنتراست را می دیدیم. البته اول متن بر اساس ده قسمت نوشته شده بود و من در این نمودار تمام بازی ها را برای خودم رسم کرده بودم.

  •  حیدر در نمودار شما تمام فراز و فرودها را طی می کرد.

حسین یاری : من برای خودم حیدر را تحلیل کرده بودم هر بازیگری باید این کار را انجام دهد و باید بداند که بازی اش از کجا شروع می شود و گره در کجا شکل می گیرد من تمام فراز و فرودهای شخصیت حیدر را بررسی کرده بودم اما تلاش آقای فتحی از همه چیز کارسازتر بود دوست دارم این موضوع را اینجا عنوان کنم و از او تشکر کنم من قدردان زحمات او هستم.

  •  ظاهر حیدر خوشمرام هر بیننده ای را یا با هر نوع تفکری به یاد فضاهای دور یا نزدیک از سینمای کلاه مخملی می اندازد شما اکراه نداشتید که تداعی گر این نوع فضا در اذهان عمومی باشید؟

حسین یاری : واقعیت این است که من این کار را به خاطر اختلافش با کارهایی که تا حالا کرده ام پذیرفتم و یکی از بهترین نقش های من در زندگی ام بود.

  •  از لحاظ متفاوت بودن؟

حسین یاری : بله این یکی از بهترین پیشنهادهایی بود که به من شد و به هیچکدام از آن نقشهایی که قبول کرده بودم هیچ گونه شباهتی نداشت و دیگر به ظاهر کلاه مخملی آن فکر نمی کردم چیز دیگری که مزید بر علت شده بود اساساً محتوایی بود که این داستان داشت دقیقاً مثل این است که بخواهند در یک سریال نقش شمر را بازی کنند اگر ما بخواهیم این شخصیت منفور و خبیث را طوری بازی کنیم که نمود داشته باشد به نظر من نوعی غفلت است این جفاست در حق کسی که دارد آن کار را می کند.

  •  یعنی چهره منفی را شیرین و مثبت جلوه ندهیم؟

حسین یاری : بله. آن را در چشم بازیگر نباید شیرین کرد در این کار محتوا برای من مهم بود و برایم مهم نبود که این محتوا را یک کلاه مخملی دارد نشان می دهد یا یک مکانیک یا یک بقال من اصلاً به این جریان فکر نمی کردم واقعیت این است که سعی کردم سراغ آن فیلم های کلاه مخملی و سینمای آن دوران نروم اساساً هم من آن فیلمها را خیلی کم دیده ام.

  • چون متعلق به آن نسل نیستید؟

حسین یاری : تعلق خاطری هم ندارم و اصلاً هم نخواستم از آن تیپها کمک بگیرم.می دانستم این کلاه مخملی با کلاه مخملی های دیگری که در فیلمها دیده ایم خیلی فرق می کند حتی "داش آکل" را مرور نکردم و تصورم این بود که داستانی که آقای فتحی به طور جامع نوشته خودش کمک لازم را به من می کند احساس کرده بودم که می توانم یک کلاه مخملی متفاوت به مردم عرضه کنم و همان طور که مشاهده کردید این کلاه مخملی هم با آن کلاه مخملی ها خیلی فرق داشت.

  • شما در زمان اجرای سکانس های پرالتهاب و مربوط به استحاله حیدر چه احساسی داشتید؟

حسین یاری : شاید پرهیز من از مصاحبه کردن به خصوص درباره "شب دهم" مربوط باشد به احساسات من در مورد همین لحظات حساس سریال، این مطلب را الان باید با صداقت تمام به شما بگویم چون به هر حال من تن به این مصاحبه داده ام و خیلی هم راضی هستم از مصاحبه با شما.

  •  خواهش می کنم هر طور که راحت هستید بفرمایید.

حسین یاری : فکر می کنم باید حس درونی خودم را بگویم این حرف هایی که می خواهم بگویم در واقع بخش عمده ای از احساسات درونی من است در مورد این نقش و نمی خواهم احساساتم در مورد لحظات پر از اوج و فرود سریال به ریاکاری تبدیل بشود.

  •  من فکر نمی کنم رنگی از ریا داشته باشد هر طور راحت هستید بفرمایید.

حسین یاری : من دلم می خواست آن لحظات حساس و پر از فراز و فرود بازی هایم را در این سریال بدون نظارت کارگردان و عوامل فنی اجرا کنم و کاملاً در خودم فرو بروم و آن لحظات را به شکل خصوصی اجرا کنم آن حسی که مرا وادار به اجرای این نقش با همه التهابش می کرد، عشقی است که من خصوصاً به خاندان اهل بیت علیه السلام دارم اساساً من در یک خانواده مذهبی بزرگ شده ام.

  •  بله. این موضوع در مورد شما همیشه مطرح است و من هم از خیلی پیش تر می دانستم.

حسین یاری : البته من هیچ وقت به این موضوع اشاره ای نکردم.

  •  بله. ولی ما این موضوع را درباره شما می دانیم. به همین خاطر است که می گویم در این اظهارات شما هیچ ریایی نمی تواند باشد درباره شما همیشه گفته اند که در لایه های درونی بازی این بازیگر همیشه شور شیرینی از مذهب دیده می شود.

حسین یاری : متشکرم. ولی فکر میکنم عشق به اهل بیت علیه السلام اختصاصی نیست و در دل هر خانواده مسلمان ایرانی پیدا می شود عشق به امام حسین علیه السلام وسعت جهانی دارد و اگر من ادعا کنم که فقط من ارادت خاصی به این خاندان دارم قطعاً غفلت بزرگی کرده ام اما واقعیت قضیه این است که عشق به این خاندان مکرم باعث شده بود که من آن لحظاتی که به یاور میگفتم:"مردم دیگه به من یه جور دیگه نگاه می کنن" احساس کنم یک بعد از شخصیت درونی من بروز کرده و من می توانم منشا خیر باشم، یا آن سکانسی که با فخر الزمان در خانه خودمان روبه رو شدم و به او گفتم:"عشق تو باعث شد که به این معرکه بیام و الان عشقی مقابل من قرار داره که عشق تو در مقابل اون هیچه پس اجازه بده تعزیه شب دهم رو اجرا کنم." واقعیت این است که ما در طول ماه محرم هر کداممان به یک شکل در مراسم سوگواری امام حسین علیه السلام شرکت می کنیم اما من احساس کردم در عرصه نمایش برای چه تعداد آدم این توفیق حاصل می شود تا به حال این اتفاق به این شکل برای من نیفتاده بود یکی از آرزوهای من موقعی که می شنیدم قرار است یک سریال درباره امام حسین علیه السلام ساخته شود این بود که بتوانم نقش حضرت عباس علیه السلام را بازی کنم و در این جا دیدم به یک شکلی این اتفاق برای من افتاده آن هم در بستری که شخصیت اولیه من با یک تعزیه خوان خیلی در تضاد بود.

  •  پس بازی در این نقش تمنای درونی شما بود که در این سریال به آن رسیدید؟

حسین یاری : بله خواسته درونی ام بود و خدا به من این لطف و عنایت را داشت و مرا شایسته اجرای این نقش دانست من تا به حال به هیچ کدام از کارگردانان کارهایم تا این حد ابراز خشنودی نکرده بودم در پایان صحنه ای به آقای فتحی گفتم من دست شما را می بوسم!!

  •  پس یک فرصت عالی هم برای شما بود؟

حسین یاری : بله.یک فرصت زیبا و عالی تا هر چه توانایی دارم نشان بدهم.

  •  می شود گفت که شما با ایفای این نقش بازیگر خوشبختی شده اید؟

حسین یاری : بله بله بله! می شود گفت... دقیقاً هم احساس می کردم بهترین کار زندگی ام را انجام می دهم.

  •  به غیر از این کار در کدام یکی از کارهایتان تا این حد احساس خوش بختی کرده اید؟

حسین یاری : در هیچکدام.

  •  شما فکر می کنید این خوش بختی یک بار دیگر هم به سراغ شما می آید؟

حسین یاری : فکر می کنم بله البته اگر با همین روحیه و اشتیاق و انگیزه ای که در عرصه نمایش دارم سعی می کنم حتماً دوباره این خوش بختی سراغ من می آید  مگر این که من وسط کار خارج بزنم!!

  •  موقعی که شما به عنوان تعزیه خوان وارد صحنه می شدید در واقع بازی در بازی داشتید و دیگر حیدر خوشمرام نبودید؟

حسین یاری : بله. چه تعبیر خوبی دارید

  •  در آن لحظات که تعزیه خوانی می کردید چه احساسی داشتید؟ شما آن جا تعزیه خوان بودید، حیدر خوشمرام بودید یا حسین یاری با آن لایه های پنهان عشق به خاندان اهل بیت؟

حسین یاری : این فاصله گذاری که شما کردید کاملاً درست است، ولی به هرحال من در یک چارچوب قرار داشتم، آن تعزیه خوان به هر شکل حیدر خوشمرام بود که تعزیه می خواند. البته صدا و نحوه تعزیه خوانی من بهتر از آن است که شما در آن لحظات تماشا کردید حتی شاید سعی داشتم یه مقداری کسر بگذارم.

  • در اجرای تعزیه؟

حسین یاری : بله. من صدای مناسبی برای تعزیه دارم اما آن چیزی که شما شنیدید تحریر لازم و گرمی مناسب را نداشت نمی خواستم این تصور پیش بیاید که حیدر خوشمرام تعزیه خوان است دوست داشتم عمداً این اختلاف شخصیتی را برای حیدر خوشمرام و حیدرتعزیه خوان حفظ کنم 

  •  بله. من هم احساس می کردم که این تعزیه ها عمداً خوب اجرا نمی شوند حتی انگار مثل همه تعزیه ها سازها گاهی خارج می زدند.

حسین یاری : البته نمی توانم بگویم این تعمد در بخش فنی قضیه هم بود اما آن چیزی را که به بازی من مربوط می شد حفظ می کردم به آقای فتحی هم عرض کردم اگر بخواهم پا به پای تعزیه خوان های حرفه ای بخوانم آن موقع تماشاگر ارتباطش را با من از دست می دهد و برایش این توهم پیش می آید که این تعزیه خوان است یا حیدر خوشمرام این حیدر با آن سابقه ای که از او دیده ایم، نباید خیلی خوب بتواند تعزیه بخواند چون برای اولین بارست که دارد تعزیه می خواند. حتی آقای فتحی می گفت متن تعزیه ها را طوری بگیرید که زیاد دیده نشود اما من گفتم بگذارید این کاغذها در دست ما تعزیه خوان ها دیده شود و من هم دائم به این کاغذها مراجعه کنم تا مستندتر باشد و بیننده بداند که من بلد نیستم، حفظ نیستم و تمرین قبلی نداشته ام تمام این تلاش ها منجر به آن اجرا شد.

  •  حالا در مورد آن حیدر چه احساسی دارید؟ هنوز هم آن حیدر در وجود شما غلیان دارد یا نه؟

حسین یاری : یک چیزی جالب برای شما بگویم وقتی آقای فتحی بعداز ایفای نقش ملاصدرا- که 180 درجه با این نقش فرق داشت-نقش حیدر را به من واگذار کرد، از او پرسیدم آقای فتحی شما چطور به این نتیجه رسیده اید که من هم می توانم ملاصدرا باشم و هم یک کلاه مخملی به اسم حیدر؟ او گفت : آقای یاری، شما به حیدر خوشمرام نزدیک تر هستید و وقتی از پس ملاصدرا بر آمدید، قطعاً از پس ایفای نقش حیدر هم بر می آیید در طول کار هم خودم را خیلی به حیدر نزدیکی می دیدم. خیلی! حتی بعضی ها بعد از کار به شوخی به من می گفتند: یاری، تو خودت هم یک جورایی حیدر خوشمرام هستی!! اصلاً خیلی ها به من گفته اند و می گویند که مایه های حیدر خوشمرام دارم- که حمل بر خودستایی نشود- اعتراف می کنم بهترین نقش و نزدیک ترین نقش به خودم را بازی کرده ام.

  •  پس هنوز او را از خودتان دور نکرده اید؟

حسین یاری : نه. اصلاً دوست دارم با حیدر بمانم و زندگی کنم. حتی وقتی از او فاصله میگیرم برای ایفای نقش های دیگر دوباره به سراغش می روم.

  •  دوستش دارید؟

حسین یاری : خیلی

  •  خودش را یا مرامش را؟

حسین یاری : مرام او را هم خیلی دوست دارم اصلاً آن زلالی را دوست دارم کسانی که وقتی یک تلنگر بهشان می خورد عوض می شوند و می توانند با یک نگاه عاشق بشوند قابل اعتنا هستند البته من نمی توانم بگویم عین حیدر خوشمرام هستم ولی نزدیکی هایی احساس کرده ام من معتقدم آدم هایی که نمی توانند عشق زمینی داشته باشند قطعاً به عشق آسمانی هم نمی توانند برسند.

  •  یعنی عشق زمینی را حرکتی به طرف عشق آسمانی می دانید؟

حسین یاری : بله شما به پایان کار نگاه کنید من در دیالوگی خطاب به فخرالزمان، در آن لحظات میان مرگ و زندگی گفتم که من عشق حقیقی را از عشق زمینی پیدا کردم. البته در همین حال هم ارتباط خودم را با عشق زمینی یا همان عشق فخرالزمان قطع نکردم تا تماشاگر دچار توهم نشود و فکر نکند این حرفها مشتی شعار توخالیست. حتی در آن سکانس پایانی از آقای فتحی خواستم که اجازه بدهد آن جمله را خطاب به فخرالزمان به کار ببرم تا کار واقعی تر باشد و بدانند آن عشق زمینی مقابل عشق آسمانی تعطیل نمی شود و اگر کسی طعم عشق مجازی را نچشد نمی تواند عشق الهی را بچشد.

  •  پس شاید بشود گفت که عشق مجازی درجه ای از عشق الهی است.

حسین یاری : بله. من هم به این معتقدم و خوب است اینجا اشاره ای کنم به قصه ای درباره ارتباط شمس تبریزی و مولانا می گویند روزی آن دو به رودخانه ای می رسند و می خواهند از عرض رودخانه عبور کنند شمس تبریزی می گوید یا علی و از روی سطح آب راحت عبور می کند مولانا هم به زعم خودش می گوید یا علی، ولی موقع عبور یک مرتبه در آب فرو می رود مولانا علت را از شمس می پرسد و شمس جواب می دهد من گفتم یا علی تو باید بگویی یا شمس تبریزی... تو یک دفعه نمی توانی بگویی یا علی.

  •  یعنی درجه ای دارد؟

حسین یاری : بله. باید این درجات را رعایت کرد.

  •  با این توصیف فکر نمی کنید این درجه ها به حیدر خوشمرام خیلی زود داده شد؟

حسین یاری : فرمایش شما درست است ولی در یک سریال سیزده چهارده قسمتی فرصت برای تحولات درونی یک انسان، مثل حیدر خوشمرام، کافی است.

  •  بله. این تحول درون حیدر انگار خیلی سریع اتفاق افتاد؟

حسین یاری : اتفاق ها درست افتاده، انگیزه ها ایجاد شده اما اگر این سریال بیست یا بیست و پنج قسمت بود این قصه آرام تر ته نشین می شد و جای بیشتری برای خودش باز می کرد.· حیدر خوشمرام که همیشه قرار است با شما باقی بماند از این به بعد مانع بزرگی نمی شود در مقابل رشد و رسیدن شما به نقش های دیگر؟

حسین یاری : ابداً چنین تصوری از او ندارم. حتی سکوی پرتابی هم هست برای رسیدن به نقشهای بهتر.

  •  اگر قرار باشد این سریال مجدداً تصویربرداری شود شما در کدام سکانس ها در بازی تان تغییر می دهید؟

حسین یاری : تا آن جایی که به من مربوط می شود سکانس پایانی را کمی تغییر می دهم.

  •  چرا؟

حسین یاری : ببینید ما در صحنه آخر دو تا پایان داشتیم باید به یک پایان می رسیدیم آنجا به محض این که ما تیر میخوریم و می افتیم به نظر من داستان ما تمام می شود شاید آقای فتحی هم به این نتیجه رسیده باشد که آن افتادن ها و روایت ها و پیام هایی که من می دهم زیاد هم لازم نبود البته به استثنای قطعه آخری که خانم ها زینب خوانی می کنند آن قطعه می تواست بهترین پایان باشد.

  •  در سکانس های داخلی دوست داشتید چه تغییراتی انجام شود؟

حسین یاری : اگر سریال دوباره ضبط شود قطعاً من هم می توانم بهتر از این ظاهر شوم.

  •  شما کدام یکی از دیالوگ های اجرا شده از متن سریال را در پایان مصاحبه مان به خوانندگان سروش هدیه می دهید؟

حسین یاری : یکی دو قطعه از این متن را خیلی دوست دارم و می خواهم در اینجا از آن یاد کنم آنجایی که حیدر به فخرالزمان گفت :"شازده خانم! کار حیدر از این حرفها گذشته، عشق تو بود که هُلم داد وسط این معرکه" یا قطعه دیگری که از لحظات اوج متن یادم مونده آن سکانس زیبایی که من در بستر بیماری بودم و تازه به هوش آمده بودم و به مادرم گفتم : "ساعت چنده؟ دیدی چه خاکی تو سرم شد!! خواب موندم...جا موندم... مثل همه اون هایی که خواب موندن و حسین رو توی کربلا تنها گذاشتن".

مصاحبه حسین یاری با مجله سروش....چاپ اول...شنبه 31 فروردین 1381...

[ ۱۳٩٢/۸/٢۱ ] [ ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

بازیگران سینمای ایران روز شنبه 11 آبان ماه  در تالار سیف الله داد خانه سینما گردهم آمدند تا شورای جدید مرکزی انجمن خود را انتخاب کنند.

پس از ارائه گزارش شورای مرکزی، گزارش مالی و نیز ارائه گزارش بازرس، شورای مرکزی پیشین متشکل از داوود رشیدی، مریلا زارعی، علی دهکردی، فریبا کوثری، حبیب رضایی، رامبد جوان، حبیب دهقان نسب به همراه بازرس انجمن علیرضا خمسه پایان دوره فعالیت خود را به مجمع عمومی اعلام نمودند.

سپس هیات رئیسه مجمع مرکب از فرشید زارعی فرد، خسرو احمدی، ستاره اسکندری، شیرین بینا و ژاله صامتی به همراهی حسین یاری، گلاب آدینه و قربان نجفی روند رای گیری را مدیریت و نظارت کردند. پس از شمارش آرا از مجموع 206 رای ماخوذه، اعضای جدید شورای مرکزی انجمن بازیگران سینمای ایران به شرح زیر برگزیده شدند: علی دهکردی با 169 رای، مریلا زارعی با 162 رای، آتیلا پسیانی با 142 رای، امین تارخ با 118 رای، رامبد جوان با 108 رای، افسانه چهره آزاد با 96 رای و حبیب رضایی با 91 رای اعضای اصلی شورای مرکزی شدند. همچنین فریبا کوثری با 88 رای، داریوش اسدزاده با 79 رای ، ترانه علیدوستی با 75 رای، شهره لرستانی با 70 رای، رضا فیاضی با 53 رای، به عنوان اعضای علی البدل برگزیده شدند.

در ادامه این مجمع شمارش آرا برای انتخاب هیات بازرسان انجمن به عمل آمد، فاطمه گودرزی با 171 رای به عنوان بازرس اول و جمشید گرگین با 124 رای و دانیال حکیمی با 109 رای به عنوان بازرسان دوم و سوم انجمن بازیگران سینمای ایران انتخاب شدند.

[ ۱۳٩٢/۸/۱٤ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

فیلمبرداری فیلم سینمایی «ساکن طبقه وسط» به کارگردانی شهاب حسینی این هفته در تهران به پایان می‌رسد.

امیر سمواتی تهیه‌ کننده نخستین فیلم سینمایی شهاب حسینی گفت: «هم‌اکنون گروه در شهرک سینمایی مشغول گرفتن سکانس‌هایی از کار هستند و تاکنون ۹۰ درصد از فیلم فیلمبرداری شده است با برنامه‌ریزی‌های انجام شده آخر هفته کار به پایان می‌رسد.»

به گفته او، بازی حسین یاری در این فیلم به تازگی تمام شده است.

هنگامه قاضیانی، طناز طباطبایی، ساره بیات، کامبیز دیرباز، بهنوش بختیاری، کیانوش گرامی، محمد هادی کریمی، بابک حمیدیان، امید روحانی، فخر الدین صدیق شریف، علی شادمان، فرید سماواتی، حسین محب اهری، بهناز جعفری و حسین محجوب، فرهاد اصلانی، مانی کسراییان، و.. از بازیگران فیلم هستند.

[ ۱۳٩٢/۸/٥ ] [ ۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

 

یک سال گذشت از روزی که بهترین قهرمان زندگی ام، دیدار با خدا را به ماندن در کنار من ترجیح داد، یک سال گذشت از روزی که من به پهنای چهره ام اشک ریختم و چرایی بازپس گرفتنش را بارها و بارها از خدا پرسیدم، اما همه سؤالهای من بی پاسخ ماند

خدایا شاکی ام! نه از اینکه او را از من بازستاندی نه ... از آن جهت که هنوز آنچنان که باید صبور نشده ام که جای خالی اش ببینم و دم بر نیاورم یکسال برای من که 29 سال در کنارش بودم و تنها افتخارم این بود که او چون کوه پُرصلابت و استوار ایستاده است  اندک است، و هنوز فخرمیفروشم که او پدر من است اما 365 روز خیلی کمتر از آنی است که بدانی مدیون او و دوستانش بوده و هستی برای تمام این سالها ...

نه فقط برای این سالها ... چندین و چند برابر باید حساب کنی هشت سالی که مدام در جبهه درحال جهاد بوده در مقابل توپ و خمپاره دشمن... و چقدر دوست داشتنی بود پدر، زمانی که 12یا 13 ساله بودم و دعوت مدیر مدرسه ام را پذیرفت برای گفتن خاطراتش. لباس رزم بسیجی اش را به تن کرد و پوتین به پا، از کردستان و سرمای طاقت فرسایش گفت، از سربازان بسیجی مرز که کوموله ها آنان را مثل سرورشان امام حسین علیه السلام مظلومانه سربریدند (تا فریاد یاری حسین آنان در گوش زمان بپیچد)، از جزیره فاو و کربلای پنج و دوستان رزمنده اش گفت که چطور یک به یک مقابل چشمانش دعوت حق را لبیک می­گفتند و او در آرزوی آن لحظه بود ... اما 24 سال گذشت و من هنوز او را نشناخته ام.

اکنون تنها همصحبت پدر برای من، مادر است که راز پدر و شهید نشدنش را در هشت سال دفاع مقدس گفت ... کاش آنقدر کوچک نبودم که درک کنم بستری شدن پی درپی او در بیمارستانهای اصفهان به خاطر یادگارهای زیبای تنش بود... کاش آنقدر کوچک نبودم که بگویم: جانبازی ات مبارک بابا ! وای که آرامش بعد ازطوفان و نوعی فرج بعد از شدت بود برای من...که بدانم او شایسته این شهادت بوده اما ...

بگذار این راز در دلم باقی بماند تا آرامش درونی ام بیشتر شود

خدایا ! شکر که اجازه دادی در این یکسال او را چندین بار درخواب ببینم که پدر دیگر چین و چروکی در صورتش ندارد، چه جوان شده و موی سپید ندارد و خدایا! از تو می خواهم به پاس همه سالهایی که پدر رنج کشید، روحش را مطمئن، آرام و مسرور نمائی ... الهی آمین!

[ ۱۳٩٢/٧/٢٠ ] [ ۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

حسین یاری در 16 دی 1346 در محله جیحون تهران به دنیا آمد. بازیگری را از تئاتر و در سال 1360 آغاز کرد. در واحد دوبلاژ صدا و سیما به عنوان گوینده هم فعالیت کرده‌ است. از دیگر مشغولیت هایش کارمندی بانک مرکزی است.

به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، با فیلم‌های دفاع مقدس شناخته شد که در این ژانر موفق بود و برای بازی در فیلم «آخرین مرحله» جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد. او بازی در نقشهای دیگر را هم با فیلم‌های «سرعت» و «دنیای وارونه» تجربه کرد که برای او تجربه گرانقدری بود. بازی او در «بلوغ»، تحسین منتقدان را برانگیخت و دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بازی در این فیلم از هجدهمین جشنواره فیلم فجر به دست آورد.

بازی در مجموعه «شب دهم» بود که توانست با بازی بسیار زیبایش در نقش حیدر، در میان عموم محبوبیت بسیار زیادی کسب کند. او در فیلم های سینمایی و مجموعه های تلویزیونی بسیاری ایفای نقش کرده است. آنچه در ادامه می خوانیدصحبت های این هنرمند تواناست که خواندنش خالی از لطف نیست؛

از خودتان بگویید.

در 16 دی ماه 1346 همزمان با مرگ تختی در محله جیحون تهران به دنیا آمدم.

تحصیلاتتان؟
دیپلم.
چه شد که به سمت و سوی بازیگری کشیده شدید؟

بازیگری را از تئاتر و در سال 1360 آغاز کردم. علاقه ام به این حرفه باعث شد که بازیگر شوم و برای مردم نقش آفرینی کنم.

بعد از بازی در اولین کارتان که یک مجموعه تلویزیونی بود، برای چه کاری انتخاب شدید؟

برای بازی در فیلم « آخرین مرحله» که جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر دریافت کردم.

در سریال هوش سیاه که پخش شد چه بازخوردهایی از طرف مردم و از طرف مخاطبانتان گرفتید؟

سریال های ما بسیار خاص برای مردم هستند. برخوردی که مردم نسبت به کار ما داشتند به مخاطبان سریال برمی گردد. بعضی ها از من و عوامل پشت صحنه تشکر کردند به خاطر داستان فیلمنامه و برخی ها هم مخالف این گونه
سریال ها بودند. در حالی که این گونه سریال ها آموزش دهنده هستند. به هر حال سریال چه خوب، چه بد، هر چه بود، تمام شد.

معیارتان برای انتخاب یک نقش چیست؟

اگر یک فیلمنامه خوب نوشته شده باشد، بازیگر هم می تواند بازی خوبی ارائه دهد. مسلماً فیلمنامه خوب در بازی به شدت تأثیرگذار است و بعد هم کارگردان حرفه ای وخوش ذوق و با دانش.

دوست دارید به چه چیزی دست پیدا کنید؟

تمام تلاشم این است که به سوی آرمانی شدن گام بردارم و مسلماً دوست دارم در این راه، کسی از من آزرده خاطر نشود. دلی را شاد کردن و بر رنج های کسی با محبت، مرهم گذاشتن، بزرگترین دلخوشی من است.

چه شد که قبول کردید در مجموعه هوش سیاه بازی کنید؟

آقای مسعود آب پرور که داستان را برایم تعریف کردند احساس کردم این داستان می تواند بیننده را تحت تأثیر قرار دهد. خودم هم تحت تأثیر قرار گرفتم و وسوسه این کار با وجود تمام خستگی ها به دلم افتاد.

سئوال من این است که بعضی از بازیگران بدون تحصیلات وارد عرصه بازیگری می شوند. آیا با ورود آنها بدون گذراندن تحصیلات آکادمیک موافق هستید؟

بین یاد گرفتن و حرفه ای بودن تفاوت هایی است. حرفه ای کسی است که خاک صحنه خورده، مطالعه کرده و تجربه کسب کرده و از راه هنر تأمین معاش می کند. متأسفانه در سینما و تلویزیون این فیلترها وجود ندارد. تاکنون کسی از من نپرسیده که رشته تحصیلی ات چیست که بر اساس رشته تحصیلی ام مرا انتخاب کنند.

متأسفانه سینمای ما بیشتر تبدیل به سینمای مانکن و مدل سازی شده است. چهره بر بازی و توانمندی اولویت دارد!

نمی توانم بگویم که کار درستی است ولی بحث های اقتصادی، سلیقه تهیه کننده و کارگردان و خیلی چیزهای دیگر می آید و بدون در نظر گرفتن تجربه و تحصیلات، آن بازیگران را تحت پوشش قرار می دهد. ورود بازیگران جوان را بدون گذران تحصیلات تأیید نمی کنم ولی متأسفانه این مسئله ویروسی است که در هنر بازیگری ما چه در تلویزیون و چه در سینما وجود دارد.

بازی شما در مجموعه تلویزیونی «هوش سیاه» چه مدت به طول انجامید؟

تولید این سریال یک سال و نیم طول کشید. پیش‌تولید را از ابتدای سال 91 آغاز کردیم و خرداد همان سال، کار را کلید زدیم. تصویربرداری تا فروردین 92 طول کشید. لوکیشن‌های سریال هم در تهران، حومه تهران و استانبول بود.

فکر می کنید این نقش با توجه به بازی هایتان از ابتدا برای شما نوشته شده بود؟

حتماً. چون اگر این طور نبود من انتخاب نمی شدم.

با این محبوبیت و استقبال از این سریال، برخورد مردم در خیابان با شما چه طور بود؟

مثل سابق. مردم برخوردشان همیشه خوب و گرم بوده و اکنون بیشتر شده و خیلی ابراز علاقه می کنند.

بازتاب این مجموعه در میان مردم چگونه بود؟

خیلی خوب بود. به نظر من یکی از موفق ترین سریال هایی بود که در دو سری، کار و ساخته شد. همه گروه خیلی در ساخت این مجموعه زحمت کشیده بودند. مردم استقبال خوبی کردند و مخاطبان زیادی داشت.

چرا در فیلم و سریال های طنز، خودتان را محک نمی زنید؟

احساس کردم چهره ام به فیلم های طنز نمی خورد. در ثانی پیشنهادهایی که به من می شود در حال حاضر ژانر جدی و این جور کارهاست.

اگر روزی به شما بگویند بازیگری نکنید، چه کار می کنید؟

من کارمند بانک مرکزی هستم. برمی گردم بانک. ولی امیدوارم هیچ موقع این اتفاق نیفتد.

چه فیلم هایی تماشا می کنید؟

فیلم های هالیوودی، فیلم های مورد علاقه ام است و هر فیلمی را که دارای یک ویژگی خوب است تماشا می کنم.

از فیلم های خودتان کدام را بیشتر می پسندید؟

میم مثل مادر.

در آرشیو ذهنی تان چه خبر است؟

ذهنم خیلی شلوغ است. دلم می خواهد همیشه خنده مردم را ببینم.

سینما و تلویزیون وسیله ای هستند برای رسیدن به اهداف و گفتن حرف های ناگفته؟ نظر شما چیست؟

اینها ابزارهایی هستند که باید از آنها استفاده کرد. ولی اینکه چگونه از آنها ستفاده کنیم، مهم است.

صحبت پایانی؟

همیشه دوست داشتم آدم معروفی باشم که این اتفاق هم افتاد. در حال حاضر هم دوست دارم بیشتر از اینی که هستم پیشرفت کنم. امیدوارم خدا کمکم کند. ممنون از شما و روزنامه تان که این وقت را در اختیار بنده گذاشتید.

منبع : روزنامه رسالت/ناهید جعفرپور کامی: 1392/6/31

[ ۱۳٩٢/٦/۳۱ ] [ ۱:٥۳ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

[ ۱۳٩٢/٦/٢۳ ] [ ۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

«ساکن طبقه وسط» فیلم سنگین، پرهزینه، پر بازیگر، پر لوکیشن و با جلوه‌های ویژه رایانه‌ای خاصی است،قرار است فیلمبرداری «ساکن طبقه وسط» در تهران و کاشان انجام گیرد. ضمن این که امید می رود فیلم برداری این کار در ۴۵ روز به پایان برسد.

این فیلم قصه سرگشتگی‌های انسان است و همیشه در فیلم‌های مختلف این شرایط را تجربه کرده ایم که انسان‌ها در خارج از خودشان دچار چالش می‌شوند و عکس‌العمل هر انسانی نسبت به این موضوع جالب است و کمتر فیلمی هم به این موضوع پرداخته و فیلمنامه درباره یک نویسنده جوان است که وارد یک خانه سه طبقه می‌شود و در آن خانه درگیر اتفاقاتی خواهد شد. به نوعی فیلم یک طنز فلسفی است که در سال ۱۳۸۳ توسط سید هادی کریمی نگاشته شده و قرار بوده محمدهادی کریمی آن را با بازی شهاب حسینی کارگردانی کند که این امکان فراهم نشد. با توجه به علاقه شهاب حسینی به متن، در نهایت خود او تصمیم گرفت فیلمنامه را به عنوان اولین تجربه کارگردانی‌اش جلوی دوربین ببرد.

شایان ذکر است شهاب حسینی پیش از این یک فیلم ۳۷ دقیقه‌‌ای در قالب نمایشنامه کار کرده و این کار به عنوان اولین تجربه  جدی‌ او در حیطه‌ کارگردانی سینما به حساب می آید.

 شهاب حسینی، حسین یاری، بابک حمیدیان، طناز طباطبایی، هنگامه قاضیانی، ساره بیات، آنا نعمتی، حسین محب اهری، جواد عزتی، حسین محجوب، نیما رئیسی، فخرالدین صدیق شریف، امید روحانی، فرید سماواتی، مانی کسرائیان، دیبا زاهدی، علی شادمان و... به ایفای نقش می پردازند.

[ ۱۳٩٢/٦/٢۳ ] [ ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

مصیبت درگذشت مادر بزرگوار آقای حسین یاری و حاج آقا محمداسماعیل یاری و مادربزرگ زهیر یاری را به خانواده بزرگوار یاری و دوستداران ایشان تسلیت عرض می کنم و برای مادر ایشان طلب مغفرت و برای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل را از خداوند متعال خواستارم.

[ ۱۳٩٢/٦/۱٠ ] [ ٤:٢٢ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

زهیری یاری یا همان بهمن سریال میلیاردر و دکتر فرزاد سریال اولین انتخاب و برادرزاده حسین یاری را سال 77 بسیاری از مخاطبان برای اولین بار در نقش ارکمیت جوان، پسر ماکسیمیلیان و هلن به خاطر دارند اما برای یادآوری خاطرات خوب این سریال عکسها را دوباره ببینید.

[ ۱۳٩٢/٦/٧ ] [ ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]

سریال "مردان آنجلس" داستان اصحاب کهف است مردانی که به خاطر ایمان به خدا از دست امپراطور زمان خویش دقیانوس به غاری پناه می برند و خداوند متعال306   سال آنها را به خواب می برد و در هنگام بیداری اثری از دقیانوس و ظلم او نمی بینند...

دراین سریال بازیگرانی چون جهانبخش سلطانی (دقیانوس : استاد ابوالفضل بهرام زند)– مهتاب کرامتی (هلن: خانم مینو غزنوی) - حسین یاری (ژولیوس: استاد خسرو خسروشاهی) – جعفر دهقان (ماکسیمیلیان: استاد منوچهر اسماعیلی)- رضا ایرانمنش (یوانیس: استاد سعید مظفری)- رضا توکلی (آنتونیوس چوپان : محمد عبادی)- سید رضا رضوی (تلمیخاه) – اردلان شجاع کاوه (آدُنیا)- مجید مشیری (ماتیوس) - زهیر یاری (إرکمیت) - یوسف مردایان و اسرافیل علمداری (مارتینوس- سودینانوس – دیناسیوس) و ... به ایفای نقش می پردازند.

سریال مردان آنجلس از یکشنبه ساعت 10:45 صبح و تکرار آن ساعت 21 از شبکه آموزش سیما پخش می شود.

[ ۱۳٩٢/٥/٢۱ ] [ ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ] [ زیباپسند: زندگی زیباست ای زیباپسند ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

شاد و پرجنب و جوش، با اعتماد به نفس بسیار بالا، پرحرف، عاشق چادر چون اصالت فرهنگ ایران را داره و با حجاب : * البته خودم هم چادری هستم ولی از حجاب خانمهای بازیگر و هنرمند ایرانی دل خوشی ندارم برای همین عکس خانم نفیسه روشن رو گذاشتم که برای اولین بار با شجاعت مثال زدنی کنار هنرمندان دیگر سینما و تلویزیون با چادر حاضر شدند. *****این وبلاگ هم به خاطر علاقه ای که به بازیهای حسین یاری از بچگی داشتم برای ادای دین به این هنرمند راه انداختم که حالا به قول بعضیا اینجوری شد دیگه ... نپرس
صفحات دیگر
امکانات وب






ایران رمان